«
فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ »
، تو هر چه خواهى كن ، فاصنع ما انت صانع . گفتهاند كه زن فرعون پرسيد كه دست كرا بود و غلبه كه كرد ؟ گفتند موسى ، وى گفت :
« آمنت برب موسى و هارون » . فرعون بفرمود كه او را بخوابانيد و سنگى عظيم بسر وى فرو گذاريد ، اگر از دين موسى باز نگردد ، ربّ العزّة فرمود تا حجابها از پيش ديدهء وى برداشتند و جاى خويش در بهشت بديد ، و هم چنان بر ايمان خويش برفت و از دين حق باز نگشت . چون خواستند كه سنگ بسر وى فرو گذارند ، ربّ العزة روح از كالبد وى بستد تا سنگ بر جسد بىروح آمد و در وى اثر نكرد ، قوله :
«
إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا »
اى - امرك و سلطانك فى الدّنيا و سيزول عن قريب .
«
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا »
اى - ذنوبنا و شركنا ، «
ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ »
الاكراه - تحميل ما لا يطاق ، و الاستكراه - التحامل فى الامر ، و تعسف التأويل يسمّى استكراها . و يجوز ان يكونوا فيما مضى كارهين للسّحر لما ذخر لهم من الهدى . مقاتل گفت سحره هفتاد و دو مرد بودند دو از قبط ، هفتاد از بنى اسرائيل ، فرعون آن هفتاد مرد را باكراه بر تعلّم سحر داشته بود . و گفتهاند ، سحره فرعون را گفتند كه موسى را خفته بما نماى تا در كار وى تأمل كنيم ، موسى را خفته ديدند و عصاى وى او را پاسبانى مىكرد ، ايشان گفتند اين نه سحر است كه ساحر چون بخسبد سحر وى باطل شود ، و ما طاقت وى نداريم و معارضت وى نكنيم ، فرعون باكراه ايشان را بر عمل سحر داشت ، اينست كه گفت : «
وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى »
اى - خيرا لهيّة و ابقى عذابا ، جوابا لقوله : «
أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى »
.
النّوبة الثالثة
قوله : «
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ »
، بدان كه آدمى دو چيزست : جانست و تن