تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
از بخل وا بذل ، و از مكافات با عفو . و تهذيب دل سه چيز است : از هلاك امن با ترس آيى ، و از شومى نوميدى وا بركت اميد آيى . و از محنت پراكندگى دل با آزادى دل آيى . و مادّت اين تهذيب سه چيزست : اتّباع علم ، و غذاء حلال ، و دوام ورد و ثمرهء آن سه چيزست : سرّى به اطلاع مولى آراسته ، و جانى به مهر سرمدّيت افروخته ، و علم لدنى بى واسطه يافته . اينست كه ربّ العالمين با خضر كرامت كرد و در حقّ وى گفت : «
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
هر كه صفات خود قربان شرع مقدّس تواند كرد ما اسرار علوم حقيقت بر دل او نقش گردانيم كه : «
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
گويندهء اين علم محقّق است كه از يافت سخن گويد ، نور بر سخن وى پيدا و آشنايى بر روى وى پيدا و عبوديت در سيرت وى پيدا ، برقى از نور اعظم در دل وى تافته و چراغ معرفت وى افروخته و اسرار غيبى او را مكشوف شده چنانك خضر را بود در كار كشتى و غلام و ديوار ، نگر تا ظنّ نبرى كه موسى كليم با آنكه او را بدبيرستان خضر فرستادند خضر را بر وى مزيد بود كلّا و لمّا كه بر درگاه عزّت بعد از مصطفى ( ص ) هيچ پيغامبر را آن مباسطت و قربت نبود كه موسى را بود ، امّا خضر را كورهء رياضت موسى گردانيد چنانك كسى خواهد تا نقره با خلاص برد در كورهء آتش نهد آن گه فضل نقره را بود بر كورهء آتش نه كوره و آتش را بر نقره ، و آنچ خضر گفت : «
إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً »
بر معنى فهم اشارت مىكند كه يا موسى سرّ فطرت تو با شواهد الهيّت چندان انبساط دارد كه گويى :
« أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
و من كه خضرم قدرت و قوّت آن ندارم كه اين حديث را بر دل خود گذر دهم يا انديشهء خود با آن پردازم ، سلطنت تو با غصّهء حرمان من در نسازد : «
إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً »
. امّا شكستن كشتى در دريا و كشتن غلام و باز كردن ديوار ، اين هر يكى از روى فهم بر ذوق اهل مواجيد اشارت باصلى عظيم دارد ، گفته‌اند كه دريا درياى معرفتست ، كه صد هزار و بيست و اند هزار نقطهء عصمت هر يكى با امّت خويش و قوم خويش در آن دريا غوّاصى كردند باميد آنك مگر جواهر توحيد از آن دريا
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 728 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )