تورات و زمين مصر جاى ايشان ساختن و نعمتها بر ايشان روان داشتن ، موسى ايشان را خطبهاى بليغ خواند و لختى از آن نعمتها و كرامتها كه اللَّه تعالى با وى كرده و با بنى اسرائيل بر شمرد ، از مكالمت و اصطفائيّت و القاء محبّت و اصطناع و غير آن ، مردى بر پاى خاست گفت يا كليم اللَّه اين همه دانستهايم و شناخته ، هل من احد اعلم منك ؟ در زمين هيچكس از تو داناتر و عالمتر هست ؟ - موسى ( ع ) گفت لا ، يعنى كه هيچكس از من عالمتر نيست در زمين ، از ربّ العزّه او را عتاب آمد به اين سخن و جبرئيل از حق پيغام آورد كه ائت عبدا لى بمجمع البحرين فتعلّم منه فانّه اعلم منك اى موسى ما را بنده ايست در مجمع البحرين از تو داناتر ، رو و از وى علم آموز . موسى گفت چه نشانست او را و چگونه بوى رسم ؟ - گفت : ماهيى مملوح بردار با غلام خويش فرا راه باش تا بشطّ بحر آنجا كه ماهى باز نيابى ، او را آنجا يا بى .
بروايتى ديگر از ابن عباس نقل كردهاند كه موسى گفت بار خدايا :
اىّ عبادك احبّ اليك - از بندگان خود كرا دوستتر دارى ؟ - فقال الذى يذكرنى و لا ينسانى - گفت بندهاى كه پيوسته مرا ياد كند و ياد من فرو نگذارد ، موسى گفت بار خدايا : از بندگان تو كه حاكمتر و حكم كردن را ميان خلق پسنديدهتر ؟ - گفت آن كس كه حكم براستى كند بعدل و انصاف و بر پى هواى خود نرود . موسى گفت بار خدايا : از بندگان تو كه داناتر و علم وى تمامتر ؟ - گفت آن كس كه پيوسته علم آموزد و علم ديگران فرا علم خويش آرد تا مگر بكلمهاى در رسد كه وى را در دين سود دارد و او را هدى افزايد . گفت بار خدايا : اگر از بندگان تو كسى از من داناترست مرا بر وى رهنمون باش تا از او علم گيرم ، گفت اى موسى مرا بنده ايست از تو داناتر در مجمع البحرين او را خضر گويند ، برو از وى علم بياموز ، و نشان آنست كه ماهى مملّح در ساحل بحر آنجا كه صخره است زنده شود ، آنجا كه ماهى زنده شود او را طلب كن كه او را بيابى ، پس موسى و يوشع هر دو فرا راه بودند و ماهيى مملّح زاد را برداشتند .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 714
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٧١٤