تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
«
إِلَّا أَحْصاها »
مگر كه همه را در شمار آورده ، «
وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً »
و هر چه كردند « 1 » همه در پيش خود يابند « 2 » ، «
وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً ( 49 ) »
و ستم نكند خداوند تو بر كس [ و به ناكرده كرده نگيرد و از افزونى نپرسد ] . «
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ »
فريشتگان را گفتيم سجود كنيد آدم را ، «
فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ »
سجود كردند مگر ابليس ، «
كانَ مِنَ الْجِنِّ »
وى از جن بود در خلقت ، «
فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »
از فرمان بردارى خداوند خويش بيرون شد ، «
أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي »
او را و نژاد او را بخدايان و ياران مىگيريد فرود از من ؟ «
وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ »
و ايشان شما را دشمنانند ، «
بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ( 50 ) »
بد بدلى است ستمكاران را ابليس از خداوند ايشان . «
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
حاضر نكردم من ايشان را كه آسمان را مىآفريدم و نه آن گه كه زمين مىآفريدم ، «
وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ »
و نه آن گه كه ايشان را مىآفريدم ، «
وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً ( 51 ) »
و هرگز بيراه كنندگان را يار گيرنده « 3 » نبودم . «
وَ يَوْمَ يَقُولُ نادُوا »
و آن روز كه گويد آواز دهيد و خوانيد «
شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ »
اين انبازان من كه ميگفتيد بدروغ ، «
فَدَعَوْهُمْ »
خوانند آن انبازان را ، «
فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ »
و ايشان را پاسخ نكنند و به كار نيايند ، «
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ مَوْبِقاً ( 52 ) »
و ميان ايشان كارى پديد آيد كه در سر آن شوند . «
وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ »
و كافران آتش بينند ، «
فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها »
و بدانند كه در افتادند در آن و شدنىاند به آن ، «
وَ لَمْ يَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً ( 53 ) »
و از آن باز گردانيدن روى را جاى نيابند .
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : و هر كه هر چه كردند . ( 2 ) - نسخهء الف : ياوند . ( 3 ) - نسخهء الف : باز گيرنده .