كه صادقان عاشقان پى جز بفرمان ننهند و هميشه خود را در دام شريعت و بند حقيقت محكم دارند ، نام خداوند مونس ايشان ، و ذكر خداوند پيشهء ايشان ، و رضاء خداوند قبلهء ايشان ، و مهر خداوند در دل ايشان ، اينست كه ربّ العالمين بفضل خود گفت با ايشان كه : «
وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا »
.
5 - النوبة الاولى
( 18 / 59 - 47 )
قوله تعالى : «
وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ »
ياد كن آن روز كه كوهها را در رفتن آريم « 1 » ، «
وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً »
و اندرون زمين بينى بر روى زمين آمده [ و زير آن زبر گشته تا مردگان و گنجها بر هامون افتند ] ، «
وَ حَشَرْناهُمْ »
و فراهم آريم « 2 » ايشان را ، «
فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً ( 47 ) »
و پس نگذاريم كه از ايشان در زير زمين كس ماند .
«
وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ »
و عرض كنند ايشان را بر خداوند تو « 3 » ، «
صَفًّا »
صفها بر كشيده [ صف صف برو عرض ميكنند ] ، «
لَقَدْ جِئْتُمُونا »
و گويند ايشان را آمديد بما ، «
كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ »
چنان كه شما را آفريديم روز پيشين ، «
بَلْ زَعَمْتُمْ »
بلكه چنين ميگفتيد بپنداشت ، «
أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً ( 48 ) »
كه ما شما را روز وعده ننهادهايم .
«
وَ وُضِعَ الْكِتابُ »
و نامه در دست خواننده نهند ، «
فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ »
كافران را بينى ترسان و لرزان ، «
مِمَّا فِيهِ »
از آنچ در آن روز است و از آنچ در آن نامه است ، «
وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا »
و گويند اى واى بر ما ، نفرينا بر ما ، «
ما لِهذَا الْكِتابِ »
چيست اين نامه را ، چه حالست اين نامه ؟ «
لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً »
فرو نميگذارد اين نامه از كرد ما نه خرد و نه بزرگ ،
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : ياد كن آن روز كه فرا رفتن آريم كوهها .
( 2 ) - نسخهء ج : كرديم .
( 3 ) - نسخهء ج : بر خداوند تو و فرا ديد او دهند .