تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
مثله العبرة - ايشان را بگوى قصّهء آن دو مرد كه در مثل آن قصّه عبرتست اگر عبرت مىگيرند : دو برادر بودند در بنى اسرائيل يكى مؤمن نام او يهودا ، ديگرى كافر نام او قطروس ، همان دو برادرند كه در سورهء الصّافات وصف ايشان گفته :
« قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ ، يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ »
. دو برادر بودند هشت هزار دينار از پدر ميراث برده هر يكى چهار هزار دينار ، قطروس رفت و بهزار دينار بستانى خريد و آن را عمارت كرد و نيكو بپرداخت ، يهودا در مقابل آن هزار دينار بدرويشان داد و گفت : اللّهم ان كان فلان قد اشترى ارضا بالف دينار فانّى اشترى منك ارضا فى الجنّة بالف دينار - بار خدايا اگر او بستانى خريد بهزار دينار من از تو بستانى مىخرم اندر بهشت بهزار دينار كه به صدقه دادم . قطروس بهزار دينار ديگر خانه‌اى بنا نهاد و در آن غرفه‌ها و منظره‌ها بساخت ، يهودا هزار دينار ديگر به صدقه داد بدرويشان و گفت بار خدايا مرا خانه‌اى در بهشت مىبايد از بهر من خانه‌اى در بهشت بساز . قطروس زنى بخواست و هزار دينار مهر وى كرد ، يهودا هزار دينار ديگر بخرج درويشان و يتيمان و پير زنان كرد و گفت بار خدايا اين مهر زنان بهشتى است كه تو مرا نام زد كنى . قطروس هزار دينار ديگر كه مانده بود بچاكران و خدمتكاران و لباس و تجمّل خويش خرج كرد ، يهودا نيز هزار دينار ديگر كه باقى مانده بود بر ارباب حاجات تفرقه كرد و از خداى تعالى لباس و تجمّل بهشتى و غلمان و ولدان جاودانى بخواست . پس بروزگار يهودا درويش گشت و اختلال حال و اضطرار او را بر آن داشت كه نياز خويش به قطروس برداشت و از وى چيزى خواست ، قطروس گفت : ما فعل مالك فقد اقتسمنا مالا واحدا فاخذت شطره و انا شطره - آن مال را چه كردى نه هر دو برادر بوديم و مال بهم قسمت كرديم ؟ - يهودا گفت آن همه به صدقه بدرويشان دادم ، قطروس گفت : ائنّك لمن المصدقين - آرى
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 689 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )