«
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا »
مثل زن ايشان را و جهان ايشان را و آرايش آن را ، «
كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ »
چون آبى كه فرو فرستاديم آن را از آسمان ، «
فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ »
بر رست از آميغهاى « 1 » گوناگون كه از زمين رويد به آن آب ، «
فَأَصْبَحَ هَشِيماً »
پس آنك رست و آراست خشك گشت و گفته « 2 » ، «
تَذْرُوهُ الرِّياحُ »
باد آن را در هواى برد پراكنده ، «
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً ( 45 ) »
و اللَّه تعالى بر همه برد و آورد تواناست ، فراخ توان .
«
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا »
مال و پسران [ كه جهانيان مىخواهند ] آن همه آرايش اين جهانست ، «
وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ »
و كارها و سخنان نيك كه آن مؤمنان را بماند و پاداش آن او را پيش آيد ، «
خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً »
پاداش آن بنزديك خداوند توبه ، «
وَ خَيْرٌ أَمَلًا ( 46 ) »
و خداوند آن فردا اميدوارتر .
النوبة الثانية
قوله تعالى : «
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ »
يعنى لابى جهل و لاخيه الحرث ابنى هشام بن المغيرة بن عبد اللَّه بن عمرو بن مخزوم حين اسلم الحرث و ثبت ابو جهل على كفره . و قيل هما اخوان من اهل مكّة احدهما مؤمن و الآخر كافر و اسم المؤمن ابو سلمة عبد اللَّه بن عبد الاسد بن عبد بالليل زوج امّ سلمة قبل النّبي ( ص ) ، و الآخر كافر و هو الاسود بن عبد الاسد - ميگويد مثل زن اين دو برادران را به آن دو مرد كه در روزگار پيش بودند .
زجّاج گفت جهودان گفتند مشركان مكه را كه محمد را پرسيد بر سبيل امتحان از قصّهء آن دو مرد كه در زمان پيش بودند ، اين آيت بجواب امتحان ايشان آمد : «
وَ اضْرِبْ لَهُمْ »
اى للّذين سألوك عن ذلك امتحانا اى حدّثهم بما فى
هامش
( 1 ) - آميغ آميزش دو چيز با هم .
( 2 ) - كفته ، بر وزن هفته شكافته شده و تركيده .