3 - النوبة الاولى
( 18 / 31 - 23 )
قوله تعالى : «
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ »
مگوى هيچيز را و هيچ كار را ، «
إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً ( 23 ) »
كه خواهم كرد من فردا .
«
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
مگر كه گويى كه اگر خداى خواهد ، «
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ »
و اگر در چيزى فراموش كنى كه گويى اگر خداى خواهد آن گه كه ياد آيد بگوى ، «
وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي »
و بگوى كه مگر خداوند من مرا راه نمايد [ و الهام دهد و در دل و زبان دهد ] ، «
لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً ( 24 ) »
ازينچ از من مىپرسيد دانش راست و جواب پاك ازينج مىپرستيد راستتر و نيكوتر .
«
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ »
و بودند در غار خويش سيصد سال ، «
وَ ازْدَادُوا تِسْعاً ( 25 ) »
و بيفزودند نه سال .
«
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا »
بگوى اللَّه تعالى داناتر دانائيست به آن درنگ كه ايشان كردند ، «
لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
او راست دانش ناپيداها در آسمان و زمين ، «
أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ »
چه بينايى كه اوست و چه شنوايى ، «
ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ »
نيست ايشان را جز ازو خداوندى و نه يارى ، «
وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً ( 26 ) »
و در كار راندن خود از ايشان هيچ انباز نگيرد .
«
وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ »
بر خوان آنچ پيغام داده آمد به تو از خداوند تو ، «
لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ »
بدل كننده نيست سخنان او را ، «
وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً ( 27 ) »
و نيابى جز ازو پناهى و پشتيوانى .
«
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ »
شكيبايى كن خويشتن را « 1 » «
مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ »
با ايشان كه خداوند خويش را مىخوانند [ و در پرستش
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : شكيبايى كن و خويشتن را فراپناو .