بازگشتند .
دو مرد مسلمان كه ايمان خويش از دقيانوس پنهان مىداشتند لوحى ساختند از رصاص و نامهاى ايشان بر آن لوح نبشتند كه فلان و فلان و فلان از اولاد ملوك در روزگار مملكت دقيانوس طاغى از وى بگريختند و در غار شدند و كس ايشان را باز نديد ، هر كه بايشان در رسد و ايشان را بيند بداند « 1 » كه ايشان مسلمانانند و دين داران ، و تاريخ رفتن ايشان و فقد ايشان فلان ماه بود و فلان سال ، آن لوح بردند و بر در غار پنهان كردند و گفتند : لعلّ يوما يعثر منهم على اثر .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
بسم اللَّه الّذى اسمه لكلّ خائف ملاذ ، بسم الذى باسمه من الشّيطان معاذ ، بسم اللَّه الّذى قلب كلّ محبّ بذكره افلاذ - بنام او كه نام اوست همه خيرات را بنياد ، بنام او كه بنام او گردد دل از بند غمان آزاد ، بنام او كه دل عارف جز بنام او نگردد شاد ، بنام او كه مشتاق از شراب وصل او گيرد ياد ، بنام او كه وفا و كرم هر دو را نام كرد تا نعمت آشنايى بر آب و گل تمام كرد ، بنام او كه مهر خود مشتاق را دام كرد و بجاى شراب وصل خود رهى را در جام كرد ، بنام او كه خواب بر ديدهء محب حرام كرد تا عقد دوستى وى با خود بر نظام كرد ، بنام او كه در سرّ بجان منتظر سلام كرد تا دلش بر روح و ريحان كرد ، آن گه ظاهر او بدست دشمن حيران كرد و باطن معدن اندوهان كرد . اى جوانمرد اگر آسياى بلا بر سرت بگرداند نگر از آستانهء خدمتش در نگذارى قدم ، ور طبقات دركات سفلى ميل دو ديدهء تو گرداند نگر جز برضاى وى برنيارى دم ، كه عزت عزت اوست ، عزت ديگران همه ذلّست ، و عجز همه فنا و عدم ، قضا قضاء اوست ، حكم حكم او ، حكم ديگران همه ميل
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : تا داند .