«
لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً »
، «
وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً »
اى بخيلا ممسكا ، و الانسان ها هنا الكافر خاصّة كما قال عزّ و جلّ :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ »
اى كفور
« وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ »
اى من اجل حبّ المال بخيل .
النوبة الثالثة
قوله تعالى : «
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ »
بدان كه از اول نماز شب تا بوقت بام دوازده ساعتست ، ربّ العالمين جلّ جلاله و تقدّست اسمائه هر ساعتى وقت وظيفهء طاعت فرقتى از فرق اهل خدمت ساخته : اول ساعت از ساعات شب وقت عبادت و طاعت پريان بود ، صفها بر كشند و به خدمت بايستند . دوم ساعت وقت نماز جانوران اهل دريا بود . سوم ساعت وقت نماز خلقان زير زمين بود .
چهارم ساعت وقت نماز صابران بود . پنجم وقت نماز فريشتگان خدا بود . ششم وقت نماز و تسبيح ابر و ميغ بود . هفتم وقت آرام خلايق و تفكّر اهل حضرت بود . هشتم وقت آرايش بهشت و تعريف جنّات عدن بود . نهم وقت نماز كرام الكاتبين بود . دهم آن ساعتست كه درهاى آسمان بگشايند و مقرّبان بدرها برآيند « 1 » و زجل تسبيح و صياح تهليل و اصوات تكبير و نغمات ذكر ايشان عالم قدس بگيرد ، اندرين ساعت هر كه از خداوند جلّ جلاله حاجتى خواهد اجابت يابد . يازدهم وقت انتشار بركات بود بر زمين كه ودايع راحت و بدايع قدرت در جواهر زمين تعبيه كنند . و ساعت دوازدهم كه نسيم سحر از مطلع خويش عاشق وار نفس سرد بر آرد آن ساعت وقت نياز دوستان بود و ساعت راز محبّان و هنگام ناز عاشقان ، آن ساعت درهاى بهشت گشاده و آن باد سحر گاهى با آن لطافت و راحت و لذت از جانب « 2 » جنّات عدن روان .
داود پيغامبر ( ع ) از جبرئيل پرسيد كه اندر شب كدام وقت فاضلتر ؟ - گفت
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : به دريا ها برآيند .
( 2 ) - نسخهء ج : جناب .