من يتحسن بعمله او بنفسه او بجنسه فيكون هلاكه من مواضع امنه .
6 - النوبة الاولى
( 17 / 69 - 50 )
قوله تعالى : «
قُلْ كُونُوا حِجارَةً »
گوى سنگ [ خاره ] گرديد ، «
أَوْ حَدِيداً ( 50 ) »
يا آهن [ فولاد ]
«
أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ »
يا آفريدهاى گرديد كه تا تواند بود نمايد در دلهاى شما زنده كردن آن ، «
فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا »
ميگويند آن كيست كه ما را [ ديگر بار ] زنده خواهد كرد ، «
قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ »
بگوى آن كس كه نخست بيافريد شما را [ آفرينش اوّل بار ] ، «
فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ »
سرها در تو مىجنبانند ، «
وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ »
و مىگويند كى خواهد بود آن ، «
قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً ( 51 ) »
بگوى كه مگر نزديك است آن روز بودن آن بشما .
«
يَوْمَ يَدْعُوكُمْ »
آن روز كه خواند اللَّه تعالى شما را ، «
فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ »
از خاك بيرون آئيد [ بتوانايى او را گواهى دهان و براست گويى ] او را ستايندگان « 1 » ، «
وَ تَظُنُّونَ »
و چنان پنداريد آن روز ، «
إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا ( 52 ) »
كه نبوديد در خاك مگر اندكى .
«
وَ قُلْ لِعِبادِي »
بندگان مرا بگوى ، «
يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
كه با يكديگر و يكديگر را سخن نيكو گوئيد ، «
إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ
كه ديو در آغالش « 2 » ساختن و تباهى است ميان ايشان ، «
إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً ( 53 ) »
كه ديو مردم را دشمنى آشكار است .
«
رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ »
خداوند شما داناست بشما [ و بسزاى شما ] ،
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : شتابندگان .
( 2 ) - آغالش مردم راى بخصومت افكندن ، تحريك كردن و شورانيدن .