تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
و آتش و آب دريابيد : صرير الباب تسبيحه ، خرير الماء تسبيحه ، دوىّ الجوّ تسبيحه ، معمعة النّار تسبيحها . جاى ديگر گفت :
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ »
همه آنند كه تسبيح آن خالق مىداند و سجود آن مىبيند ، مىداند كه خود ميراند « 1 » ، مىبيند كه خود مىكند ، مىبندد كه خود مىگشايد ، همه چيز پرداخته ، و همه كار ساخته ، جز از آن كه آدمى انداخته ، خردها در كار وى كند ، وهمها از وى دربند ، عقلها از دريافت آن دور ، مسلمانان اين نادريافته بجان و دل پذيرفتند و تهمت بر عقل و خرد نهادند و عيب از سوى خود ديدند ، و اللَّه تعالى را بآنچ گفت استوار گرفتند ، و اين طريق را دين دانستند و پسنديدند تا ببركت آن بنور هدى و سكينهء يقين رسيدند . يحيى معاذ گفت : تلطّفت لاوليائك فعرفوك و لو تلطّفت لاعدائك ما جحدوك ، عبهر لطف و نسرين انس و ريحان فضل خود در روضهء دلهاى دوستان خود برويانيدى تا به آن لطائف بسرّ معارف و اداء وظائف رسيدند ، اگر با بيگانگان و دشمنان همين كردى و همين احسان بودى دار الاسلام و دار الكفر يكسان بودى :
قومى بفلك رسيده قومى بمغاك * فرياد ز تهديد تو با مشتى خاك
شيخ بو سعيد گفت : هر كه بار از بستان عنايت بر گيرد بميدان ولايت فرو نهد ، هر كرا چاشت آشنايى دادند اميد داريم كه شام آمرزش بوى رسانند ، العنايات تهدم الجنايات ، شمّه‌اى از آن نسيم بود كه نصيب خاك آدم - آمد - ادبار باقبال بدل گشت و هجران بوصال خاكى كه معدن ظلمت بود منبع زلال لطائف اسرار و مطلع شموس و اقمار انوار گشت :
« لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً »
به اين درجه رسيد كه :
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
. «
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً »
من تحصّن بالحقّ او تحصّن بكتابه فهو فى حصن حصين و المضيّع لوقته
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : ميداند .