تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
بر گشايند كه از خجل « 1 » راه گريختن طلب كند و هيچ جاى سامان گريختن نه . حكايت كنند از آن پدرى كه مر پسر خويش را گفت امروز هر چه با مردم گويى و بر زبان خود رانى نماز شام همه با من بگوى و سكنات و حركات خويش بر من عرض كن ، آن پسر نماز شام بجهدى و رنجى عظيم و تكلّفى تمام يك روزه گفتار و كردار خويش با پدر بگفت ، ديگر روز همين در خواست كرد ، پسر گفت زينهار اى پدر ، هر چه خواهى از رنج و كلفت بر من نه و اين يكى از من مخواه كه طاقت ندارم . پدر گفت اى مسكين مرا مقصود آنست كه بيدار و هشيار باشى و از موقف حساب و عرض قيامت بترسى ، امروز حساب يك روزه با پدر خويش با چندين لطف طاقت ندارى ، فردا حساب همهء عمر با چندان قهر و مناقشت كه نقير و قطمير فرو نگذارند چون طاقت آرى « 2 » ؟ ! «
انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ »
اى محمّد اين شگفت نگر و اين عجب نگر كه ما چون آفريديم اين خلق را به صورت يكسان بمعنى مختلف و در حقايق متفاضل ، از آنجا كه صورتست : النّاس سواسية كاسنان المشط ، وز آنجا كه معنى و حقايقست : النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة ، كافر هرگز چون مؤمن نبود - ميگويد خداى تعالى جلّ جلاله :
« أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ، ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »
مفسد هرگز چون مصلح نبود و نه بد مرد هرگز بدرجهء نيك مرد رسد چنانك گفت :
« أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ »
جاى ديگر گفت :
« أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
مرائى هرگز چون مخلص نبود و مخلص چون عارف صادق نبود ، اخلاص در اعمال صفت عابدانست و صدق در احوال صفت عارفانست ، عابد در آرزوى بهشت است و حور و قصور و عارف در بحر عيان غرقهء نور ، آن گه گفت : «
وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا »
درجات آخرت برتر و تفاضل در آن جهان عظيم تر و بزرگوارتر ، مصطفى ( ص )
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : خجالت . ( 2 ) - نسخهء ج : طاقت دارى .