زبانش قلم او ، آب دهنش مداد او ، اعضا و مفاصلش كاغذ او ، سر تا پاى آن املا كردهء او ، فريشتگان دبيران و گواهان برو ، يك حرف زيادت و نقصان نيست درو ، با وى گويند :
«
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً »
- نامهء خود بر خوان و كردار خود ببين ، اگر يك حرف آن را منكر شود همان اعضا كه آن كردار بر وى رفت بر وى گواهى دهد . چنانك اللَّه تعالى گفت :
« يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
اينست كه گفت : «
كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً »
اى شاهدا فيه منك عليك . و گفتهاند كه نامه دو است : يكى فريشته نبشت بر بنده : گفتار و كردار او ، يكى حق نبشت بر خود : عفو و رحمت بر بنده ، اگر عنايت ازلى بنده را دست گيرد با وى شمار از نامهء رحمت خود كند نه از نامهء كردار بنده . اين چنانست كه در آثار بيارند كه بندهاى را نامه در دست نهند گويند : «
اقْرَأْ كِتابَكَ »
- نامهء خود بر خوان . بنده در نامه نگرد سطر اوّل بيند نبشته : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » گويد بار خدايا نخست شمار اين يك سطر با من برگزار و بر من حكم آن بران ، گويد بندهء من اين شمار كردم و ترا بفضل و رحمت خود آمرزيدم كه من در ازل رحمت تو بر خود نبشتم و خود را گفتم :
« غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ »
، «
كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً »
. عمر خطّاب گفت : حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا وزنوا اعمالكم قبل ان توزنوا و تهيّئوا للعرض الاكبر ، هر كه از ديوان مظالم و حساب قيامت خبر دارد و از معرفت احوال و اهوال رستاخيز شمهاى يافت و داند كه هر چه با روزگار او صحبت كرد از قليل و كثير و نقير و قطمير فردا او را از آن حديث بپرسند و از وى شمار آن در خواهند ، امروز حجاب غفلت از راه خود بردارد و اعمال و اقوال خود بمعيار شريعت راست دارد و صدق معاملت از روزگار خود در خواهد پيش از آنك او را بديوان ملك الملوك حاضر كنند و حركات و سكنات او به ميزان عدل مقابله كنند و اگر نقصانى و خسرانى بود صد هزار مقرّب مقدّس زبان شهادت صدق برو