تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
هفتمين فريشته‌اى بود كه اللَّه تعالى بايشان فرستاد تا پاسبانى ايشان كند و بدها از ايشان بگرداند ، آن فريشته چون بيرون آمد لطمه‌اى بر روى بخت‌نصر زد و ربّ العزّه او را در آن حال ممسوخ كرد ، سر در نهاد در بيابان و بددان و وحوش بيابان پيوست ، هفت سال در آن مسخ بماند روزگارى به صورت شير ، روزگارى به صورت گاو « 1 » ، روزگارى به صورت كركس « 2 » ، پس از هفت سال ربّ العزّه او را به صورت آدميان باز آورد و ملك با وى داد چنانك بود ، فآمن و دعا النّاس الى اللَّه ، فى قول بعضهم . سئل وهب : أ كان مؤمنا ؟ - فقال : وجدت اهل الكتاب قد اختلفوا فيه فمنهم من قال مات مؤمنا و منهم من قال احرق بيت اللَّه و كتبه و قتل الانبياء و غضب اللَّه عليه غضبا فلم يقبل منه حينئذ توبة ، و قول درست آنست كه بخت‌نصر كافر مرد . محمّد بن اسحاق گفت : چون اللَّه تعالى خواست كه او را هلاك كند پس از آنك از تخريب بيت المقدس باز گشته بود و اهل آن كشته و گزاف كاريها كرده ، بنى اسرائيل را گفت ايشان كه در تحت قهر و اسر وى بودند : أ رأيتم هذا البيت الذى خرّبت و هؤلاء النّاس الذين قتلتهم من هم و ما هذا ؟ ! اين خانه‌اى كه من خراب كرده‌ام چه خانه‌ايست و اهل آن كه كشتم چه قومند ؟ - ايشان گفتند خانهء خداست مسجد وى و عبادت‌گاه بندگان وى و آن كشتگان همه فرزندان پيغامبران بودند كه معصيتها كردند و انذارهاى فرمان حق در گذاشتند تا ترا بر ايشان مسلّط كرد و بعقوبت گناهان خويش رسيدند ، بخت‌نصر گفت : از شما كيست كه مرا ديدار در آسمان دهد ؟ تا هر چه در آسمانست از خلق بردارم و نيست گردانم و بساط ملك خود در آسمان بگسترانم چنانك در زمين كردم ، ايشان گفتند : ما يقدر عليه احد من الخلائق - اين كاريست كه دست خلائق بدان نرسد و همه كس از آن عاجز مانند ، وى گفت ناچار است و گرنه شما را هلاك كنم ، ايشان بگريستند و در اللَّه تعالى زاريدند و دعا كردند تا ربّ العزّه دعاى
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : ثور . ( 2 ) - نسخهء ج : نسر .