تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
به آسمان هفتم بر دو از بسيارى فريشته « 1 » كه در آسمان هفتم ديدم يك قدم جاى نديدم « 2 » كه نه فريشته‌اى بر وى ايستاده يا در ركوع و يا در سجود ، و ابراهيم خليل را ديدم ، بر وى سلام كردم ، جواب داد و گفت : مرحبا بالابن الصّالح و النّبي الصّالح ، و قال لى : مر امتك فليكثروا من غراس الجنّة فانّ تربتها طيّبة و ارضها واسعة ، فقلت له و ما غراس الجنّة ؟ - قال : لا حول و لا قوّة الّا باللّه ، پس مصطفى ( ص ) اين آيت بر خواند :
« إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ »
و در آسمان هفتم بيت المعمور ديدم ، رفتم در آنجا و نماز كردم ، و در پيش وى دريايى بود فريشتگان جوق جوق « 3 » در آن دريا مىشدند و بيرون مىآمدند و خويشتن را مىافشاندند و از هر قطره‌اى ربّ العزّه فريشته‌اى مىآفريد كه بيت المعمور را طواف مىكرد . بروايتى ديگر جبرئيل گفت : هذا البيت المعمور يدخله كلّ يوم سبعون الف ملك اذا خرجوا منه لم يعودوا فيه ابدا ، و در آسمان هفتم فريشته‌اى را ديدم بر كرسى نشسته و مانند طشتى در پيش نهاده و در دست وى لوحى بود نبشته از نور در آن مىنگريد و هيچ براست و چپ نمىنگريد ، همچون كسى انديشناك اندوهگين ، گفتم : اين كيست اى جبرئيل ؟ - گفت ملك الموت ، يا محمّد چنانك مىبينى پيوسته در كارست كه دائم در قبض ارواح است . مصطفى ( ص ) گفت اى جبرئيل هر كه مىميرد در وى نگرد ؟ - گفت آرى ، گفت پس از مرگ بزرگ كاريست و صعب داهيه‌اى ، جبرئيل گفت اى محمّد آنچ بعد از مرگ بود بزرگتر است و صعب‌تر ، پس جبرئيل فرا پيش وى شد و گفت : هذا محمّد نبىّ الرّحمة و رسول العرب ، پس بر وى سلام كردم و جواب شنيدم و از وى نواخت و كرامت ديدم ، گفت اى محمّد ترا بشارت باد كه همه خير و نيكى در امّت تو مىبينم ، رسول ( ص ) گفت : الحمد للَّه المنّان بالنّعم ، آن گه گفتم اين چه لوح است كه دارى و در آن
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : و از بس فريشته . ( 2 ) - نسخهء ج : جاى نمانده بود . ( 3 ) - نسخهء الف : جوك جوك .