تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
العرش الرّفيع - هم چنان خروسهاى زمين بموافقت وى بآواز آمدند . مصطفى ( ص ) گفت : فلم ازل منذ رأيت ذلك الدّيك مشتاقا اليه ان اراه ثانية . رسول ( ص ) گفت : و از آسمان دنيا جبرئيل مرا بر پر خويش گرفت و به آسمان دوم برد و مسافت آسمان اوّل تا آسمان دوم بيك قول پانصد ساله راه ، جبرئيل آواز داد تا آسمانيان در آسمان دوم بگشايند ، گفتند : من هذا ؟ قال جبرئيل ، قيل : و من معك ؟ - قال محمد ، قال : و قد ارسل اليه ؟ - قال نعم ، قيل : مرحبا به فنعم المجىء جاء . گفتا : دو جوان ديدم در آسمان دوم ، جبرئيل گفت يكى يحيى است و ديگر عيسى ، هر دو پسر خالهء يكديگر بر ايشان سلام كن ، سلام كردم و جواب شنيدم و گفتند : مرحبا بالاخ الصّالح و النّبي الصّالح ، پس مرا به آسمان سوم برد ، هم بر آن صفت ، و يوسف را ديدم - و قد اعطى شطر الحسن ، سلام كردم و جواب شنيدم و گفت : مرحبا بالاخ الصّالح و النبى الصّالح ، پس مرا به آسمان چهارم برد ، ادريس را ديدم و همان گفت ، و مصطفى ( ص ) اين آيت بر خواند :
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
پس بر آسمان پنجم برد ، هارون را ديدم ، سلام كردم و جواب شنيدم و هم چنان تقريب و ترحيب . و بروايت محمّد بن اسحاق ، مصطفى ( ص ) گفت : در آسمان پنجم فريشتگان را ديدم يك نيمهء ايشان از برف بود و يك نيمه از آتش و همىگفتند : اللّهم كما الّفت بين الثلج و النّار فكذلك الّف بين عبادك المؤمنين . پس از آن جبرئيل مرا به آسمان ششم برد ، موسى را ديدم ، سلام كردم و جواب شنيدم ، چون بوى بر گذشتم موسى بگريست ، گفتند اى موسى ترا چه گريانيد ؟ - گفت ابكى لانّ غلاما بعث بعدى يدخل الجنّة من امّته اكثر ممّن يدخلها من امّتى . گفتا : در آسمان ششم خانه‌اى ديدم كه آن را بيت العزّه مىگفتند ، جاى دبيران و نويسندگان ايشان كه قرآن از جبرئيل بتلقين مىگرفتند و مىنبشتند و ربّ العزّه ايشان را مىگويد :
« بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ »
پس از آن مرا