ديدم ، مرا گفت اينجا نماز كن ، نماز كردم ، آن گه گفت اين موضع را بيت لحم گويند جاى ولادت عيسى ( ع ) . گفتا و در آن راه تشنگى بر من افتاد فريشتهاى را ديدم سه اناء در دست وى : در يكى عسل و در يكى ديگر شير و در سيم « 1 » خمر ، مرا گفت آنچ خواهى بياشام ، شير بياشاميدم و اندكى عسل و خمر نخوردم ، جبرئيل گفت :
اصبت الفطرة انت و امّتك اما انّك لو شربت الخمر لغوت امّتك و لم تجتمع على الفطرة ابدا . پس از آن زمينى ديدم تاريك و تنگ و ناخوش از آنجا بگذشتم زمينى ديگر ديدم فراخ و روشن و خوش ، گفتم اى جبرئيل آن چه بود و اين چيست ؟ گفت آن زمين دوزخ بود و اين زمين بهشت ، پس از آن رفتم تا به بيت المقدس فريشتگان را ديدم فراوان كه از آسمان فرو مىآيند و مرا بنواخت و كرامت حق بشارت مىدهند و مىگويند :
السلام عليك يا اوّل يا آخر يا حاشر ،
گفتم اى جبرئيل اين چه تحيّتست كه ايشان مىگويند ؟ - گفت :
انّك اوّل من تنشقّ عنه الارض و عن امّته و اوّل شافع و اوّل مشفع و انّك آخر الانبياء و ان الحشر بك و بامّتك يعنى حشر يوم القيامة ،
پس بايشان در گذشتيم تا بدر مسجد رسيديم جبرئيل مرا از براق فرود آورد و زمام براق بحلقهء در مسجد استوار كرد ، چون در مسجد رفتم انبياء را ديدم فراوان .
و
فى حديث ابى العاليه قال : ارواح الانبياء الذين بعثهم اللَّه قبلى من لدن ادريس و نوح الى عيسى قد جمعهم اللَّه عزّ و جل فسلّموا علىّ و حيّونى به مثل تحيّة الملائكة ، قلت يا جبرئيل من هؤلاء ؟ - قال : اخوانك الانبياء -
پيغامبران مرا همان تحيّت گفتند كه فريشتگان گفتند و تقريب و ترحيب كردند و مرا و امّت مرا ببهشت بشارت دادند ، و آن ساعت اين آيت به من فرود آمد :
« وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ »
، اين آيت مقدسى گويند : لانّها نزلت ببيت المقدس .
پس جبرئيل مرا فرا پيش كرد ، پيغامبران و فريشتگان صفها بر كشيده و
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : سديگر .