آثار انبياء بوى رسد و در هجرت به زمين قدس با انبياء برابر بود . ديگر جواب آنست كه تا بر كافران حجّت تمامتر و قوىتر بود كه ايشان بيت المقدس ديده بودند و شناخته و بعرف و عادت دانسته كه كس را قوّت و قدرت آن نباشد كه بيك شب مسافتى بدان دورى باز برد و باز گردد ، چون نشانهاى آن بقعه از وى پرسيدند و راست گفت صدق وى در آن پيدا شد و حجّت قوى گشت ، اگر انكار كنند جز مكابرهء محض نبود ، و اگر او را هم از مكه به آسمان بردى ايشان را جاى انكار و جحود بودى گفتندى ما آسمانها نديدهايم ندانيم راست مىگويد يا دروغ و حجّت بر ايشان لازم و ثابت نبودى .
امّا قومى در معراج خلاف كردهاند و گفته كه آن در خواب بوده نه در بيدارى و اين خلاف اخبار صحاح است و خلاف مذهب اهل سنّت و جماعت ، و بدانك اعتقاد درست و مذهب راست آنست كه مصطفى ( ص ) را به بيدارى و هشيارى شخص مبارك وى را بردند بشب از مسجد حرام به مسجد اقصى و از مسجد اقصى به آسمان دنيا و از آسمان دنيا بسدرهء منتهى و از سدرهء منتهى تا آنجا كه ربّ العزّه گفت :
« فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
و اخبار صحاح بدين ناطقست چنانك ايراد كنيم و شرح دهيم ، و اگر معراج بخواب بودى مصطفى ( ص ) را در آن هيچ معجزه نبودى و حجّت بر منكران لازم و ثابت نشدى و كافران خود انكار نكردندى كه در خواب هر كسى مثل آن بيند ، چنانك كسى كه در خواب بيند كه بر آسمان مىشود و بهشت مىبيند يا قيامت و رستاخيز بيند اين چنين خواب مدفوع نيست ، و آن كس كه حكايت كند بر وى انكار نيست ، پس وجه دليل آنست كه كافران انكار كردند و گفتند راهى بدان دورى يعنى از مكّه تا بيت المقدس بچهل روز روند « 1 » و بچهل روز باز گردند ، تو مىگويى بيك شب رفتم و باز آمدم اين ممكن نيست و نتواند بود ، و اگر گفتى بخواب چنان ديدم ايشان انكار نكردندى و بر ايشان حجّت نبودى . ديگر دليل آنست كه ربّ العزّه خود را بستود درين آيت و بر خود ثنا
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : برند .