جلال و عزّت خود بر جان و دل عاشقان چرا بودى ؟ - ور نه براى مرهم درد « 1 » سوختگان و رحمت بر ضعف بيچارگان بودى ، «
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ »
چرا گفتى « 2 » .
آرى مىخواند و دعوت مىكند تا خود كه سزاى آن بود كه منادى حق را بجان و دل بپذيرد و پاسخ كند .
عالميان دو گروهند : قومى در آمده و جان و دل خود در مجمرهء معرفت عود وار بر آتش محبّت نهاده و سوخته ، ايشانند كه نداء حق نيوشيدند و دعوت رسول بجان و دل پذيرفتند و اجابت كردند و بوفاى عهد روز بلى باز آمدند كه :
« يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ »
. - ديگر گروه از درگاه ازل طغراى قهر بر جان ايشان كشيدند و داغ مهجورى بر ايشان نهادند تا دلهاى خود را دار الملك شياطين ساختند ، نه نداء حق به گوش دل ايشان رسيده ، و نه اجابت دعوت رسول را سزا بوده ، اين هر دو گروهند كه ربّ العالمين گفت : «
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ »
- مىگويد جلّ جلاله من از حال هر دو گروه آگاهم و هر كس را آنچ سزاى وى بود دادم ، گوهر نهاد عارفان مىبينم ، طينت صفات منكران مىدانم ، فردا هر كس را بسزا و جزاء خود رسانم و بمحلّ و منزل خود فرود آرم ، من آن خداوندم كه فراخ توانم ، بى دستور و بى يار ، توانا بر هر كار پيش از آن كار ، نه مرا چيزى دور نه كارى بر من دشوار .
«
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ »
اين آيت از جوامع قرآنست ، هر چه نواخت اللَّه تعالى است مر بنده را در دو جهان از مثوبات و مكرمات در زير اينست كه گفت : «
إِنَّ اللَّهَ مَعَ »
و هر چه انواع خدمتست و فنون طاعت و اصول عبادت كه بنده كند ، اللَّه تعالى را همه در تحت اين شود كه : «
اتَّقَوْا »
و هر چه حقوق خلق است بر يكديگر در فنون معاملات همه در زير اينست كه :
«
مُحْسِنُونَ »
متّقيان و محسنان بحقيقت ايشانند كه از خاك قدم ايشان بوى نسيم محبّت آيد ، اشك ديدهشان اگر بر زمين افتد نرگس ارادت شكفد ، اگر تجلّى
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : دل .
( 2 ) - نسخهء ج : گفتند .