تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
آن گه گفت : «
شاكِراً لِأَنْعُمِهِ »
ابراهيم ( ع ) شكر نعمت بگزارد كه ولى نعمت را بشناخت ، حكم را بى اعتراض قبول كرد و بهر چه پيش آمد بى كراهيت رضا داد ، «
اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
راه بندگى بديد و در بندگى راست رفت ، دانست كه آن راه نه به خود ديد كه نمودند ، و نه بجهد بندگى به آن رسيد كه رسانيدند . پير طريقت گفت : الهى دانى بچه شادم ؟ بآنك نه بخويشتن به تو افتادم ، الهى تو خواستى نه من خواستم ، دوست بر بالين ديدم چو از خواب برخاستم :
اتانى هواها قبل ان اعرف الهوى * فصادف قلبا فارغا فتمكّنا
«
ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً »
اى محمّد بر پى ملّت ابراهيم رو ، و كان ملّة ابرهيم ( ع ) الخلق و السّخاء و الايثار و الوفاء فاتبعه النّبي ( ص ) و زاد عليه حتّى جاد بالكونين عوضا عن الحقّ ، فقال تعالى :
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
. «
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ »
جاى ديگر گفت :
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي »
- دعوت به راه خداى تعالى ديگرست و دعوت به خدا ديگر ، آن را واسطه در ميانست و اين را حق ترجمانست ، آنچ بواسطه گفت نتيجهء آن طاعتست و ترك مخالفت ، و آنچ بى واسطه گفت ثمرهء آن تفريد است و ترك تدبير ، تفريد يگانه كردن همّتست هم در ذكر و هم در نظر : در ذكر آنست كه در ياد وى جز وى نخواهى و در ذكر وى جز از وى ببيم نباشى ، و در نظر آنست كه بهر كه نگرى او را بينى و به هيچ كس جز وى سر فرو نيارى ، و سرّ اين سخن آنست كه آنجا كه واسطهء سبيل در ميان آورد از نامهاى خود : « رب » گفت زيرا كه نصيب عامّهء خلق در آنست ، و ذلك معنى التربية . و آنجا كه بى واسطهء سبيل است : « اللَّه » گفت از نصيب خلق تهى و بجلال لم يزل مستغنى ، اى جوانمرد اگر نه براى انس جان عاشقان بودى اين جلوه گرى جمال نام اللَّه تعالى با استغناء