معنى اوّل بر قول ايشانست كه گفتند : «
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا »
تا آخر سورت مدنى است و باقى سورت مكّى . معنى دوم بر قول ايشان است كه گفتند سورت همه مكّى است . - ضيق - بكسر ضاد اسم است و - ضيق - بفتح ضاد مصدر و اهل مكّه ضيق خواندهاند بكسر ضاد در همهء قرآن ، و گفتهاند : ضيق بفتح جمع ضيقه است و ضيق بكسر مصدر است ، و گفتهاند ضيق بفتح بمعنى ضيّق است كالميّت و الميت و ارادها هنا الامر الضيق ، و الضيق بالكسر المصدر ، و مكر لقب بد كردنست .
«
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا »
اى ناصر المتّقين ، «
وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ »
و معين الذين يقومون بحقوقه و فرائضه . قيل لهرم بن حيّان اوصنا ، قال : اوصيكم بالآيات الاواخر من سورة النّحل : «
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ »
الى آخرها . . .
النوبة الثالثة
قوله تعالى : «
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
باصدق دل و عقد درست در توحيد بوقت ضرورت و حالت اكراه ، بر زبان كلمهء كفر راندن زيان ندارد ، و فسخ عهد دين نبود ، از روى اشارت جوانمردان طريقت را و محققان ارادت را رخصتى است اگر گاه گاه به حكم ضرورت بشريّت در تحصيل معلوم بكوشند و باسباب باز نگرند ، چون اندازهء ضرورت در آن كوش دارند نه در صحّت ارادت ايشان قدح آرد ، نه در قصد ايشان فترت افكند ، اينست سرّ آن كه پيغامبران مرسل با جلالت منزلت و كمال قربت ايشان حظوظ نفس دست بنداشتهاند . موسى كليم ( ع ) بمقام مكالمت و مناجات رسيد و بر بساط انبساط نواخت :
« وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي »
يافت ، با اين همه قربت و زلفت طعام خواست گفت :
« رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ »
اى انّى جائع فاطعمنى طعام ، خواستن فراموش نكرد كه قوّت حال وى به آن جاى رسيده بود كه آن خواستن مرو را هيچ زيان نكرد و در قصد وى فترت نياورد ، و اگر بجاى