تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
فرا حق و بنمىگروند ] ، «
وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ ( 127 ) »
و در تنگى و تنگ دلى مباش از بد كرد كه ايشان مىكنند . «
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا »
خداى تعالى با ايشانست كه ازو مىترسند ، «
وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ ( 128 ) »
و با ايشان كه با خلق او نيكويى مىكنند .

النوبة الثانية

قوله تعالى : «
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ »
ابن عباس گفت : اين آيت در شأن عمّار فرو آمد و ياسر پدر وى و سميّه مادر وى و صهيب و بلال و خباب و سالم ، مشركان قريش ايشان را تعذيب مىكردند تا مگر از دين اسلام باز گردند ياسر و سميّه را بكشتند ، اوّل قتيل در اسلام ايشان بودند و عمّار را در چاهى كردند و معذّب همىداشتند تا به زبان آن گفت كه ايشان را خوش آمد و به ظاهر با ايشان بيعت كرد اما دل وى در اسلام راست بود و بايمان آرميده و آن بيعت را كاره ، رسول خداى را ( ص ) گفتند كه عمّار كافر شد ، رسول ( ص ) گفت : كلّا ان عمّارا ملىء ايمانا من قرنه الى قدمه و اختلط الايمان بلحمه و دمه - همگى عمّار پر است از ايمان و ايمان باز گوشت و پوست وى آميخته ، پس از آن عمار رسول خداى را ( ص ) ديد و مىگريست ، رسول ( ص ) دست مبارك به چشم وى فرو مىآورد و ميگفت : ان عادوا لك فعدلهم بما قلت ، فانزل اللَّه تعالى هذه الآية . مقاتل گفت : غلامى بود نام وى جبر مولى عامر حضرمى ، اين عامر او را باكراه بر كفر داشت ، غلام كلمهء كفر بگفت از بيم سيّد خويش اما دل وى بايمان و اسلام مطمئن بود ، اللَّه تعالى در شأن وى اين آيت فرستاد ، پس از آن عامر مسلمان شد و غلام و سيّد هر دو با هم هجرت كردند ، و حسن اسلامهما . . . . «
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ »
اى على التلفّظ بكلمة الكفر ، «
وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
اى قابل للايمان و ساكن اليه ، «
وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً »
اى فتح صدره