آنچ گشته باشد بر نام بت نه بر نام اللَّه تعالى ، «
فَمَنِ اضْطُرَّ »
هر كه بيچاره ماند [ فرا خوردن آن ] ، «
غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ »
نه افزونى جوى و نه گزاف كار ، «
فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 115 ) »
اللَّه تعالى آمرزگارست مهربان .
«
وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ »
نه در ايستيد و هر چه فرا زبان آيد بدروغ گوئيد ، «
هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ »
كه اين گشاده است و روا و اين بسته است و ناروا ، «
لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ »
تا در ايستيد و دروغ گوئيد بر خداى تعالى ، «
إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ »
ايشان كه بر خداى دروغ سازند ، «
لا يُفْلِحُونَ ( 116 ) »
رستگارى نيابند « 1 » .
«
مَتاعٌ قَلِيلٌ »
اين روزگار گذاشت شما و جهان داشتن شما بدروغ ساختن بر خداى فرا سر بريد كه اين روزگارى اندكست « 2 » ، «
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 117 ) »
و ايشانراست « 3 » عذابى درد نماى .
«
وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا »
و بر اينان كه جهود شدند [ و از راه بگشتند ] ، «
حَرَّمْنا ما قَصَصْنا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ »
حرام كرديم بر ايشان آنچ بر تو خواندهايم از پيش ، «
وَ ما ظَلَمْناهُمْ »
و بر ايشان ستم نكرديم ، «
وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 118 ) »
لكن ايشان بر خويشتن ستم كردند .
«
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ »
پس خداوند تو ايشان را كه بدى كردند بنادانى ، «
ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا »
پس آن گه باز گشتند و كار خويش بتوبه باصلاح آوردند و نيكى كردند ، «
إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ( 119 ) »
خداوند تو پس آن ايشان را آمرزگارست مهربان .
«
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ »
ابراهيم ( ع ) پيشواى بود خداى تعالى را بپاى ايستاده بفرمان بردارى ، «
حَنِيفاً »
او را باخلاص يكتا گوى ، «
وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 120 ) »
و از مشركان نبود .
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : هرگز به نيايند .
( 2 ) - نسخهء ج : فرا سر بر و روزگارى اند كست .
( 3 ) - نسخهء الف : ايشانراست آخر .