اى جبرئيل نمىبايست گفت آن سخن ؟ جبرئيل گفت نه ، كه آن ديو در افكند تا مردمان را در غلط افكند ، رسول از آن اندوهگين شد ، آيت آمد كه :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ »
الآية . . .
رسول ( ص ) گفت اى جبرئيل و اگر ديو ازين پس چيزى در افكند من چه كنم ؟
ربّ العالمين اين آيت استعاذت فرو فرستاد : «
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ »
- چون قرآن خواهى كه خوانى « اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم » بگوى تا اللَّه تعالى ديو از تو دور كند .
و
قال رسول اللَّه ( ص ) : اذا قال العبد استعيذ باللّه من الشّيطان الرّجيم ولّى الشّيطان و لطرفيه جلبة فمه و دبره فاستعيذوا باللّه و لا تغفلوا فانّه ليس بغافل عنكم :
« إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ »
،
اگر كسى گويد چونست كه ربّ العزّه بنده را باستعاذت از شيطان خصوصا در وقت قرآن خواندن فرمود ، گفت : «
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ »
و نگفت فاذا صلّيت فاذا صمت فاستعذ باللّه ، بعد ما كه وسوسهء شيطان چنان كه بوقت قرآن خواندن بود بوقت خيرات و طاعات ديگر هم بود ؟ جواب آنست كه شيطان را از هيچيز چندان غيظ نبود كه از ذكر خداى تعالى بود و لهذا
قال النّبي ( ص ) : « ذكر اللَّه فى جنب الشيطان كالآكلة فى جنب ابن آدم »
، و قرآن خواندن فاضلترين ذكرهاست ، بس شيطان را از آن غيظ بيش آيد و وسوسه بيش كند ازين جهة باستعاذت آن را مخصوص كرد .
اگر كسى گويد : اگر از شيطان استعاذت مىبايد كرد كه وسوسهء معصيت ازوست پس از خداى عزّ و جل نيز استعاذت مىبايد كرد كه معصيت بنده بخواست و قضاء اوست تا بگويد كه : اعوذ باللّه من اللَّه ، جواب آنست كه از خداى عزّ و جل هم خواست خير است و هم خواست شرّ و از شيطان جز خواست شرّ نيست ازين جهة ازو به خدا استعاذت بايد كرد ، و نيز وسوسهء شيطان مر بنده را از بهر هلاك و فساد بنده است ، و ارادت و قضاء معصيت از اللَّه از بهر صلاح و تدبير مملكت است ، و اگر كسى استعاذت از اللَّه باللّه كند هم شايد كه مصطفى ( ص ) گفته : اعوذ بعفوك من عقابك