تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
كنيد . و قيل «
وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا »
اى ضمينا يعنى ضمن لكم بالجنّة اذا وفيتم - معنى آنست كه ربّ العزّه ايشان را گفت بيعتى كه با رسول خداى كرديد و سوگند خورديد كه وى را نصرت كنيد و خداى را كفيل و ضمين خود كرديد ببهشت اگر وفا كنيد اكنون آن عهد وفا كنيد و سوگندان مغلّظه را دروغ مسازيد ، «
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ »
من نقض العهد و الوفاء به . پس آن گه مثل زد نقض عهد را فقال : «
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها »
اى لا تكونوا فى نقضكم عهود النّاس بعد توكيدها كالمرأة الخرقاء الّتى نقضت غزلها ، «
مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ »
اى من بعد قتل و ابرام ، «
أَنْكاثاً »
اى طاقة طاقة ، جمع نكث و هو ما نكث و نقض بعد الغزل و القتل ، زنى بود در عرب او را ريطة بنت سعد مى گفتند و عادت وى پشم رشتن بود ، آن گه پشم رشتهء خويش باز مىشكافت و تافته را ناتافته مىكرد ، باز ديگر باره مىرشت و باز مىشكافت . - معنى آنست كه : لا تستخفّوا باسم اللَّه عزّ و جل بعد ان آمنتم به و عظّمتموه و استمسكتم به و بنيتم الدّين على تصديقه - پس از آنك ايمان آورديد و تعظيم اسلام و ايمان در دل گرفتيد و بزرگ داشت نام و ذكر حق را عهدها و عقدهاى خود به آن محكم كرديد اكنون آن را بمگردانيد و استخفاف بنام و ذكر حق بنقض آن عهد مپسنديد و چون آن زن مباشيد كه نقض غزل خويش مىكرد ، قومى گفتند اين زن برين شكل و صورت خود نبودست و معنى آنست كه ربّ العالمين ناقضان عهد را مثل زد گفت چون زنى مباشيد كه صفت وى اين باشد كه شما اگر شنويد كه زنى برين صفت و برين فعل هست وى را در آن فعل بنكوهيد و نپسنديد ، نقض عهد همچنين است . اينجا سخن منقطع شد ، پس گفت : «
تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ »
اى غشّا و غلا ، منصوب لانه مفعول له يعنى تتّخذون ايمانكم للغش و الدّخل و كلّ ما دخله عيب . قيل مدخول و فيه دخل ، «
أَنْ تَكُونَ »
يعنى بان تكون ، «
أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ »
اى قوم اغنى و اعلى من قوم ، يعنى لا تغدروا بقوم لقلّتهم و كثرتكم و قد وثقوا بكم . مجاهد گفت : اين در شأن قومى است كه با قومى عهد داشتند ، پس قومى ديگر را از ايشان توانگرتر و عزيزتر ديدند نقض عهد آن قوم كردند و كثرت و عزّت اين