آزاد بود مرو را روزى داديم ، «
رِزْقاً حَسَناً »
حالى فراخ و توانى فراخ و جهانى فراخ ، «
فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً »
و او مىبخشد از آن نهان و آشكارا [ و آنچ خواهد در آن مال مىكند ] ، «
هَلْ يَسْتَوُونَ »
ايشان هر دو يكسان باشند ، «
الْحَمْدُ لِلَّهِ »
ستايش نيكو اللَّه تعالى را [ كه او آن دارندهء توانندهء بخشنده است بر مراد خود پادشاه ، نه چنان ناتوان ناداشت ] ، «
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 75 ) »
[ چنينست نه چنان كه ايشان مىگويند ] كه بيشتر ايشان نادانانند .
«
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا »
و اللَّه تعالى مثلى زد ، «
رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ »
دو مرد يكى از ايشان گنگ ، «
لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ »
بر هيچيز نه پادشاه و توانا ، «
وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ »
و بر خداوند « 1 » خويش بارى گران ، «
أَيْنَما يُوَجِّهْهُ »
هر جا كه روى كند « 2 » ، «
لا يَأْتِ بِخَيْرٍ »
وى را هيچ نيكى نيارد ، «
هَلْ يَسْتَوِي هُوَ »
يكسان بود او ، «
وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ »
و آن سخن گوى بداد فرمان نيكو گوى ، «
وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 76 ) »
و او بر راه راست [ و سزاى پاك و صفت تمام ] .
«
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
و خداى تعالى راست دانش پوشيدههاى آسمان و زمين [ و علم هر بودنى كه خواهد بود در آسمان و زمين ] ، «
وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ »
و نيست كار خاستن رستاخيز كه هنگام آيد ، «
إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ »
مگر چون تاوش چشم و از آن نزديكتر ، «
إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 77 ) »
اللَّه تعالى بر همه چيز تواناست و پادشاه .
النوبة الثانية
قوله تعالى : «
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ »
وحى اينجا بمعنى الهام است چنانك آنجا گفت :
« وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ »
و معنى الهام آنست كه ربّ العزّه در دل جانور افكند تا در طلب منافع خويش برود و آنچ مضرّت وى در آنست بپرهيزد
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : خداوندهء
( 2 ) - نسخهء ج : روى افكند .