كه ازيشان سخن توان گفت كميناناند فهمها و وهمها به قدر نعمت ايشان نرسد و زبانها شرح آن بر نتابد . و خبر درست است از مصطفى ( ص ) كه قصّهء آن مرد گفت كه هزار سال در آتش خواهد بود وانگاه برهد . گفت كه او را از بهشت چندان كه همهء دنيا بدهند و ده بار ديگر چندان كه اين جهانست از اوّل گيتى تا آخر بدهند . و اگر اهل بهشت بمهمان او آيند همه را فراخ طعام و شراب دهد و همه را لباس و مركب دهد و از آنچ او را دادند پر پشهاى نقصان درنيابد ، و كمال نعمت آنست كه هرگز بريدنى نيست چنانك گفت :
« عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ »
.
از روى اشارت ميگويد : بجفاء رهى عطاء خود دريغ نداشتيم ديديم آنچ ديديم و مهر خود ازو بر نداشتيم .
«
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ »
طاهرة انفسهم من التّدنس برهج المخالفات و طاهرة قلوبهم عن العلاقات و اسرارهم عن الالتفات الى شىء من المخلوقين و المخلوقات ، «
يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ »
منهم من يخاطبه بذلك الملك و منهم من يكاشفه بذلك الملك .
4 - النوبة الاولى
( 16 / 50 - 41 )
قوله تعالى : «
وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ »
ايشان كه از خان و مان ببريدند از بهر خداى ، «
مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا »
پس آنك بر ايشان بيدادها كردند ، «
لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً »
ايشان را جاى سازيم درين جهان جاى سخت نيكو ، «
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ »
و مزد آخرت و پاداش آن جهان مه ، «
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 41 ) »
اگر [ دشمنان كه ايشان را بيرون كردند از مكّه ] دانندى .
«
الَّذِينَ صَبَرُوا »
ايشان كه [ در هجرت ] شكيبايى كردند ، «
وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ( 42 ) »
و توكّل بر اللَّه دارند و كار به او سپارند .
«
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ »
و نفرستاديم [ به پيغام ] پيش از تو ، «
إِلَّا رِجالًا »