تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
لا جرم ايشان را بود در دنيا نعمت حلاوت طاعت و صفاء وقت و حصول استقامت و زيادت توفيق در اعمال و تحقيق در احوال اينست كه اللَّه تعالى گفت : «
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ »
. و قيل تلك الحسنة ان يبلغهم منازل الاكابر و السّادة ، قال اللَّه تعالى :
« وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا »
در طاعت راغب بودند و بر خدمت مواظب تا بدرجهء امامت رسيدند و منزلت سادات و اكابر يافتند و از بركات ارشاد ايشان در راه دين مريدان خاستند و بچراغ علم ايشان به راه شريعت و حقيقت رفتند - فتحقّق فيهم قول النّبي ( ص ) : « لان يهتدى بهداك رجل خير لك من حمر النعم » ، ثمّ قال : «
وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ »
لانّ ما فيها يبقى و ليس فيها خطر الزّوال و لانّ فى الدّنيا مشاهدة و فى الآخرة معاينة ، فرق ميان مشاهده و معاينه است كه مشاهده بر خاستن عوائق است ميان بنده و ميان حق و معاينه هم ديدارى است عارفان را ، امروز مشاهدهء دلست و فردا هم مشاهدهء دل بود ، هم معاينهء چشم ، و معاينه سه چيز است : به چشم اجابت فرا مجيب نگرستن - و به چشم انفراد فرا فرد نگرستن - و به چشم حضور فرا حاضر نگرستن . پير طريقت گفت : اى جوانمرد بدورى از خود نزديكى وى را نزديك باش و بغيبت از خود حضور وى را بكرم حاضر باش ، وى جلّ جلاله نه از قاصدان دور است ، نه از طالبان پنهان ، نه از مريدان غائب . «
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها »
چه بزرگوار جايى و چه نيكو سرايى كه ربّ العزّه به خودى خود ميگويد : «
وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ جَنَّاتُ عَدْنٍ »
، خوش جايى است كه در آن همه زندگى است ، مرگى نيست . همه جوانى است ، پيرى نيست . همه تن درستى است ، بيمارى نيست . بنده در آن جاودانى است ، بيرون آمدنى نيست . در هواى بهشت سرما و گرما نيست ، آفتاب و ظلمت نيست ، سموم و زمهرير نيست ، راست چون روز نوبهارست ، همه بنفشه زار و گلزارست ، نسيم خوش و مرد جوان و تن درست و دل شاد و جان خرّم . و در جمله بهشتيان بر دو گروه‌اند : از يك گروه سخن توان گفت و از ديگر گروه نه ، و آن يك گروه