آن بگردانيدى و بآنچ پسنديدهء اوست هدايت دادى ، چون نكرد از آنست كه از ما اين خواست و به اين رضا داد و همچنين بحيره « 1 » و سائبه « 2 » و وصيله « 3 » و حامى « 4 » كه محرّم كرديم از آن كرديم كه از ما تحريم خواست و بمشيّت اوست و به آن راضى . و قيل انّما قالوا ذلك استهزاء و تكذيبا كما قالوا :
« أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ »
و لا خلاف انّ اللَّه لو شاء لاطعمهم ، كذلك لو شاء اللَّه ما اشركوا و ما عبدوا من دونه شيئا .
«
كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ »
من الامم المشركة ، اى قالوا مثل قولهم فى تكذيب رسل اللَّه ، «
فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ »
اى ما عليهم ، «
إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ »
و قد بلّغوا امّا الهداية فهى الى اللَّه سبحانه و تعالى و اذا بلغت الرّسل فالايمان به واجب . و قيل الايمان يجب بالسّمع و يلزم بالبلاغ ، و البلاغ بمعنى الإبلاغ كالطّاقة و الجابة و الطاعة .
«
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا »
كما بعثناك فى هؤلاء ، «
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ »
يعنى بان اعبدوا اللَّه ، «
وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ »
و هو الشيطان و كلّ من يدعو الى الضلالة . ربّ العالمين اندرين آيت خبر داد كه رسولان را بخلق فرستاد تا ايشان را بعبادت حق فرمايند و بر دين حق خوانند ، امّا اضلال و هدايت در ايشان نيست كه هادى و مضلّ خداى تعالى است آن را كه خواهد راه نمايد و آن را كه خواهد بى راه كند ، اينست كه گفت : «
فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ »
ارشده ،
هامش
( 1 ) - بحيره : در جاهليت ناقه يا گوسفندى كه ده بطن ميزائيد گوش آن را شكافته سر ميدادند و گوشت آن را بخورد زنان ندادندى و نيز اگر در بطن پنجم نتاج ماده بود گوشش راى مىشكافتند و شير و سوارى آن بر خود حرام ميكردند . ( آنندراج )
( 2 ) - سائبه : ناقهء آزاد شده - اعراب در جاهليت نذر ميكردند كه اگر از سفر بسلامت باز آيند و يا از بيمارى شفا يابند شترى راى آزاد نمايند .
( مجمع البحرين - مفردات راغب )
( 3 ) - وصيله : به چند گونه تفسير شده از آن جمله در جاهليت رسم بوده كه چون گوسفندى شش بار مىزائيد در بار هفتم اگر دو بچهء نر و ماده مىآورد خوردن گوشت آن بر مرد و زن حرام مىگرديد . ( مجمع البحرين - مفردات )
( 4 ) - حام : در جاهليت گوسفند يا اسب و ساير مواشى راى كه ده شكم بچه آوردى حام ميخواندند و هر گونه استفادهء از آنها راى تحريم مىكردند . ( مجمع البحرين )