نشيند « 1 » از درياى تفرقت بساحل جمع رسد .
و لقد انشد بعضهم :
النّاس بحر عميق و البعد منهم سفينة * و قد نصحتك فانظر لنفسك المسكينة
«
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ »
آفريده هرگز چون آفريدگار كى بود ؟ ! كرده هرگز بكردگار كى ماند ؟ ! در هفت آسمان و هفت زمين خداست كه يگانه و يكتاست ، در ذات بى شبيه و در قدر بى نظير و در صفات بى همتاست ، خالق را بمخلوق شبيه پنداشتن خطاست و راه تشبيه راه جفاست ، امّا اثبات صفات تشبيه نيست و تقديس در نفى صفات جز مذهب ابليس نيست ، از هست گفتن تشبيه نايد بلكه « 2 » از مانند گفتن تشبيه آيد ، هر كه تشبيه كرد « 3 » كافرست همچنانك چون نيست گفت كافر است ، هر كه اللَّه را مانند خويش گفت او اللَّه را هزار شريك بيش گفت و هر كه صفات اللَّه را تعطيل كرد او خود را در دو گيتى ذليل كرد .
«
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ »
فيه تخويف ارباب الزّلات و تشريف اصحاب الطاعات ، اين آيت هم ارباب زلّات را تهديد است هم اصحاب طاعات را تشريف ، مىگويد : بر ما هيچ پوشيده نيست نه زلّت عاصيان نه طاعت مطيعان ، فردا هر كسى را جزاء خود دهيم و بسزاى خود رسانيم .
«
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ »
دليلست كه هر كه آفريده است ، از وى آفرينش درست نيايد پس آدمى اگر چه او را حياة و تميز است آفريدن نتواند و اين دليلست كه اعمال وى خلق حقّ است بخلاف قول معتزله و قدريّه ، چون آدمى با حياة و تمييز آفريدن نمىتواند ، بتان كه بى حياةاند و بى تميز اوليتر كه نتوانند ، و ربّ العزّه ايشان را مىگويد
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : نشاند .
( 2 ) - نسخهء الف : بل كه .
( 3 ) - نسخهء الف : در تشبيه كرد .