«
كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ ( 90 ) »
همچنانك فرو فرستاديم [ نشان و نامه و پيغام ] برين مقتسمان .
«
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ( 91 ) »
ايشان كه قرآن بجادويى فرا داشتند و آن را پاره پاره [ از گوناگون ] باز دادند .
«
فَوَ رَبِّكَ »
به خداوند تو ، «
لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ( 92 ) »
كه ناچاره پرسيم ايشان را همگان .
«
عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ ( 93 ) »
از آنچ در دنيا مىكردند .
«
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ »
سخن شكاف و باز نه با دشمنان من ، «
وَ أَعْرِضْ »
و روى گردان ، «
عَنِ الْمُشْرِكِينَ ( 94 ) »
از مشركان [ و باك مدار از ايشان ] .
«
إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ( 95 ) »
ترا كفايت كرديم [ و ساختيم و ترا بى رنج كرديم ] كار اين افسوس گران .
«
الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ »
ايشان كه با اللَّه تعالى خدايى « 1 » ديگر مىگويند ، «
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 96 ) »
آرى آگاه شوند .
«
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ ( 97 )
« 2 »
»
و نيك مىدانيم كه دل تو تنگ مىشود از آنچ مىگويند مرا و ترا .
«
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ »
خداوند خويش را به پاكى مىستاى ، «
وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ ( 98 ) »
و از پرستكاران مىباش .
«
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ »
و خداوند خويش را پرست ، «
حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ( 99 ) »
تا آن گه كه به تو آيد آن روز كه همهء خلق « 3 » بىگمانند در آن روز .
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : خداى .
( 2 ) - هر دو نسخهء الف و ج : جملهء « بما يقولون » را فاقد است .
( 3 ) - نسخهء الف : آن روزگار كه خلق .