تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
من فداى تو باد ، چرا مىگريى و چه چيز ترا چنين اندوهگن كرده ؟ كه دلهاى ياران ازين اندوه تو در غرقابست ، هر يكى كان حسرت شده و بى خورد و بيخواب گشته ، رسول خدا گفت : چون نگريم ؟ ! اى جان پدر و چرا اندوه نخورم ؟ ! از بهر ضعفا و گنه كاران امّت خويش و آنك جبرئيل آمده و آيتى بدين صعبى آورده كه : «
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ، لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ »
. فاطمه گفت يا رسول اللَّه اخبرنى عن باب من ابواب جهنّم - مرا خبر كن از درى از آن درهاى دوزخ كه چونست و عذاب آن چه مايه است ؟ - گفت اى فاطمه چه پرسى آنچ طاقت شنيدن آن ندارى ! و وهم و فهم هيچكس بدان نرسد ، امّا آنچ آسانترست و حوصلهء تو بر تابد بدانك : در هر درى از آن درهاى دوزخ يعنى در هر دركى از آن دركات دوزخ هفتاد هزار واديست ، در هر واديى هفتاد هزار شارستان ، در هر شارستانى هفتاد هزار سراى ، در هر سرايى هفتاد هزار خانه ، در هر خانه‌اى هفتاد هزار صندوق ، در هر صندوقى هفتاد هزار گونه عذاب . فاطمه چون اين بشنيد بيفتاد و بى هوش شد ، چون به هوش باز آمد همىگفت : الويل ، الويل لمن دخل النّار . فاطمه ( ع ) اين سخن كه از رسول ( ص ) شنيد به ابو بكر صدّيق رضى اللَّه عنه گفت ، ابو بكر با آن همه مرتبت خويش چون صفت دوزخ شنيد بر سوخت و همچون مار بر خود بپيچيد ، گفت : يا ليتنى كنت طائرا فى القفار ، آكل من الثّمار و اشرب من الانهار و آوى الى الاغصان و ليس علىّ حساب و لا عذاب . - اى كاشك بو بكر در عالم آزادگى همچون آن مرغك بودى كه بر درخت مباح نشيند و از ميوه‌اى كه ثمرهء اوست مىخورد و به اختيار خويش از آن شاخ به آن شاخ مىگردد ، اى كاشك بو بكر را چنين حال بودى و فردا برو نه حساب بودى و نه عذاب . عمر خطاب رضى اللَّه عنه گفت : يا ليت امّ عمر كانت عاقرا و لم تحمل بعمر
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 331 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )