اسمها سجّين و عندها تكون كبت اهل النّار و ارواح اهل الشّقاوة .
و
عن ابى هريرة قال : بينما نحن عند رسول اللَّه ( ص ) اذ سمعنا وجبة ففزعنا منها فقال : هل تدرون ما هذه ؟ قلنا لا ، قال : هذا حجر كان فى اعلى جهنّم فلم يزل يهوى حتّى وقع فى اسفلها منذ سبعين عاما .
در خبر است كه رسول خداى ( ص ) در مسجد مدينه نماز مىكرد ، زنى اعرابيّه بگذشت ، رسول ( ص ) را ديد كه در نماز بود تنها ، در دل آن زن افتاد « 1 » كه بر متابعت رسول خدا دو ركعت نماز كند تا سعيد ابد گردد ، هم چنان كرد و رسول خدا ( ص ) از وى خبر نداشت و در نماز اين آيت همىخواند : «
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ »
آن اعرابيّه كه اين از رسول خداى شنيد بيفتاد و بيهوش شد ، رسول خدا چون آن حسّ و حركت به گوش وى رسيد و جوش دل وى بشنيد از نماز فارغ شد ، بلال را گفت :
علىّ بماء ،
آب خواست و بر روى وى مىريخت تا به هوش باز آمد ، آن گه رسول گفت :
يا هذه ما حالك ؟
- اى زن ترا چه بود و چه رسيد ؟ - گفت يا رسول اللَّه ترا ديدم كه نماز مىكردى « 2 » تنها ، مرا آرزو خاست كه دو ركعت نماز بر متابعت به تو بگزارم ، يا رسول اللَّه آنچ ميخواندى از كتاب خدايست يا خود تو مىگويى ؟ - گفت
يا اعرابيّه : بل هو فى كتاب اللَّه المنزل ،
در كتاب خداست و گفتهء خداست . گفت يا رسول اللَّه : هر عضوى از اعضاى من آن را عذاب كنند بهر درى از درهاى دوزخ ؟ - گفت
يا اعرابيه : لكلّ باب منهم جزء مقسوم يعذب على كل باب على قدر اعمالهم ، فقالت و اللَّه انّى امرأة مسكينة ما لى مال و ما لى الّا سبعة اعبد اشهدك يا رسول اللَّه انّ كلّ عبد منهم على كلّ باب - من ابواب جهنّم حرّ لوجه اللَّه تعالى . فاتاه جبرئيل ، فقال يا رسول اللَّه : بشر الاعرابيّة انّ اللَّه قد حرّم عليك ابواب جهنّم كلّها و فتح لك ابواب الجنّة كلّها .
قوله : «
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ، ادْخُلُوها »
اى يقال لهم :
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : در دلش افتاد آن زن را .
( 2 ) - نسخهء ج : ميگزاردى .