تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

النوبة الثالثة

قوله تعالى : «
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ »
الآية . . . ، خزائن اللَّه فى الارض قلوب العارفين ، خداى را جلّ جلاله در زمين خزينها است و آن خزينها دلهاى عارفانست و سرّهاى مريدان ، و آنكه در آن خزينها درهاست شب افروز « 1 » و وديعتهاى گران مايه و بدان آراسته و نگاشته ، بعضى بلطايف علم آراسته : دلهاى عالمانست ، بعضى « 2 » بحقايق عقل نگاشته : دلهاى عابدانست ، بعضى ببدايع سرّ پرداخته : دلهاى « 3 » عارفانست . آن گه مهر ربوبيّت بر آن نهاده و در صدف « 4 » قدم بسته كه : قلوب العباد بين اصبعين من اصابع الرّحمن . اگر كسى گويد : اين را چه نشانست ؟ - گوئيم نشان آنست كه تلألؤ شعاع آن جوهر بر جوارح بنده تابد تا همگى وى با خدمت اللَّه پردازد ، بشب قيام كند ، بروز روزه دارد ، پيوسته دلش با طاعت مىگرايد و بخير مىشتابد و برخصت فرو بيايد . از شبهت پاك بود و از حرام دور ، در حلال زاهد و از گذشته به درد و در وقت با انديشه و در باقى عمر لرزان و از دوزخ گريزان ، بلقمه‌اى و خرقه‌اى راضى ، جهان بجهانيان فرو گذاشته و با خدمت اللَّه پرداخته ، تن در اشتياق سوزان و دل بدوست يازان « 5 » و جان در دوست خندان . پير طريقت گفت : الهى از جود تو هر مفلسى را نصيبى است ، از كرم تو هر دردمندى را طبيبى است ، از سعت رحمت تو هر كسى را بهره ايست ، از بسيارى صوب برّ تو هر نيازمندى را قطره‌ايست ، بر سر هر مؤمن از تو تاجيست ، در دل هر محبّ از تو سراجيست ، هر شيفته‌اى را با تو سر و كاريست ، هر منتظرى را آخر روزى « 6 » شرابى و ديداريست . «
وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ »
بوقت ربيع كه نظر حق به دنيا رسد و عالم بنازد
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : درها شب افروزست . ( 2 ) - نسخهء الف : يعنى . ( 3 ) - نسخهء الف : دل . ( 4 ) - نسخهء ج : صفت . ( 5 ) - نسخهء الف : نازان . ( 6 ) - نسخهء الف : روز .