تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
اين ستايش قرآنست و تصديق قصّه آن و برداشت قدر آن و تعظيم منّت بدان و جهانيان را تهنيت بدان و باز نمودنست كه از مردم در آن چيز نيست « 1 » ، آفريده و كرده نيست ، بلكه بلاغست رسيده بمردمان ، كلامى پاك و پيغامى درست از خداى جهان ، «
وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ »
درين كلمت باز الزام حجّتست بر دشمنان و بناء همهء تهديد هاست كه در قرآن و همهء حدّها كه در گردن سلطان و همهء نهى منكرها كه واجبست بر مؤمنان ، «
وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ »
اين باز دليلست كه ايمان سمعى است كه توحيد در بلاغ بست سمعى است ، پيغام شنيدنى است . اهل سنّت ازينجا گفتند دين ما مسموع است نه معقول ، كه ايمان را مسموع مايه است و عقل آن را پيرايه است . ديگر هر آيت كه در قرآنست كه در آن ذكر نامى است از نامهاى اللَّه يا صفتى از صفتهاى وى يا اشارتى فرا ذات وى يا كلمه‌اى از مدح وى و هر چه در عالم پيداست از آيات و رايات قدرت وى ، صنايع و عجايب فطرت وى آن همه در تحت اين شود كه : «
وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ »
پس اين كلمه خزينه ايست علم توحيد را و قاعده ايست اصول دين را ، آن گه گفت : «
وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ »
تا پند گيرند عاقلان و يادگار ستانند زيرك دلان كه زيركان و هشياران را بنزديك اللَّه مقدارست و نازيرك بر آفريدگار خوارست ، همانست كه جاى ديگر گفت :
« وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ »
. از اللَّه او پند پذيرد كه دل با وى دارد ، از اللَّه او شرم دارد كه از نظر وى خبر دارد ، با اللَّه او گرايد كه حاجت خود بوى داند ، بر اللَّه مهر او نهد كه وى را شناسد و نظر وى پيش چشم خويش دارد .
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : خير نيست .