« وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي »
تا فرعون جان و دل و ديدهء خود بر شاهد آن ذرّه همىفشاند ، شب تا روز جز اين كار نداشتى كه بدست خويش گهوارهء موسى مىجنبانيدى .
و در خبر مىآيد كه هر آن بندهاى كه سحرگاه بر خيزد و طهارتى بيارد و دو ركعت نماز كند ، جبّار عالم محبّت وى به آب افكند و با چشمههاى دنيا بياميزد تا هر كه از آن آب به مقدار يك قطره مىخورد ، دوستى آن بنده به حكم عنايت و محبّت ازلى در دل وى پيدا مىشود .
«
وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ »
- قال احمد بن خضرويه :
لو اذن لى فى الشّفاعة ما بدأت الّا بظالمى ، و لا اغتنم سفرا الّا يكون فيه معى من يوذينى و يظلمنى شوقا منّى لتعرفه اللَّه للمظلومين . يقول تعالى : «
لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ »
آن ساعت كه مظلوم از دست ظالم برنج آيد و از درد دل و سوز جگر به حق نالد ، از آن ناله و سوز وى زلزله در طبقات آسمان افتد و مقرّبان در غلغل آيند ، و آن دعاء مظلوم بر مثال شرارات آتش سوى هوا بر شود و تا به حضرت عزّت ذو الجلال هيچيز آن را حجاب نكند و ربّ العالمين گويد : و عزّتى لانصرنّك و لو بعد حين .
مصطفى ( ص ) گفت :
« اياك و دعوة المظلوم و لو كان كافرا فانه ليس لها دون اللَّه حجاب »
دعاء مظلوم كافر را چنين مىگويد ، دعاء مظلوم مسلمان متعبد خود چون بود ؟ ! .
يكى از بزرگان دين حكايت كند كه مردى را ديدم در طواف مىگفت :
من رآنى فلا يظلم احدا ، هر كه مرا بيند و حال من باز داند تا بر كس ظلم نكند و ستمكار نبود ، گفتم اى جوانمرد در چنين جايگه مثل اين سخن نگويند كه ذكر و ثنا و دعا گويند ، گفت اگر قصّه و سر گذشت خود با تو بگويم مرا معذور دارى :
مردى بودم از متنعمان بصره ، روزگار بغفلت و بيهوده بسر آورده و نفس خود بر پى هوا و شهوت داشته ، ناكردنى در شرع مىكردم و كردنى فرو مىگذاشتم ، بجهل و ظلم سر در نهاده و از بطش و قهر حق ناآگاه بوده ، تا روزى بر كنار شط