تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
شريعت را و قبض و بسط اهل حقيقت را . «
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ »
عالميان را به اين آيت طريق توكل و ترك اعتماد بر اسباب در آموخت و باز نمود كه خود را در ظلّ عنايت حق داشتن اوليتر از ظل نعمت وى بر خود خواستن كه در همه حال نعمت تبع عنايتست . حكايت كنند از سلطان محمود كه وقتى لشگريان خود را مىنواخت و هر كسى را خلعتى همىداد و مقصود وى همه آن بود كه تا اياز خاص آرزويى كند و خلعتى خواهد ، اياز هم چنان كمر بسته و به خدمت بحرمت ايستاده و زبان معارضه بريده و همّت از آن اجناس اموال پرداخته « 1 » ، محمود گفت : اى غلام ازين مال و نعمت ترا خود آرزويى نبود ؟ - اياز خدمت كرد و تواضع نمود گفت : چون تو هستى همهء جهان آن منست . شب معراج هر چه خزاين نعمت بود فرا پيش مصطفى ( ص ) نهادند و فراديس اعلى و جنّات مأوى را درها باز نهادند كه تا سيّد از آن چيزى خواهد و آرزويى كند ، سيّد ( ص ) بگوشهء چشم به هيچ باز ننگرست ، از جناب كرم ندا آمد كه :
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
.
تا دل ز علايقت يگانه نشود * يك تير ترا سوى نشانه نشود تا هر دو جهانت از ميانه نشود * كشتى بسلامت بكرانه نشود
. . . «
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ »
- قال ابن عطاء : من انقطع عن الخلق بالكلّية صرف اللَّه اليه وجوه الخلق و جعل مودّته فى صدورهم و محبّته فى قلوبهم . و ذلك من دعاء الخليل عليه السلام لمّا انقطع باهله عن الخلق و الارقاق و الاسباب دعا لهم فقال : «
فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ »
. هر كه يكبارگى با خدمت حق پردازد ، عالميان دل با محبّت وى پردازند از بركت دعاء خليل - و بيان اجابت اين دعا آنست كه اللَّه گفت جلّ جلاله :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا »
اين دوستى اوّل از حق در پيوندد آن گه بخلق سرايت كند ، يك ذرّه جمال محبّت ازلى در ديدهء موسى كليم ( ع ) نهادند كه :
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : برداشته .