على المعنى اى هذا القرآن بلاغ فيه كفاية للنّاس ليتعظوا به و لينذروا به . و قيل هو عطف على اول السورة اى انزلنا الكتاب لتخرج النّاس و لتنذرهم انت يا محمد ، «
وَ لِيَعْلَمُوا »
بما ذكر فيه من الحجج ، «
أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ »
لا شريك معه و لا معين ، «
وَ لِيَذَّكَّرَ »
اى و ليتعظ ، «
أُولُوا الْأَلْبابِ »
اهل اللّب و العقل و البصائر .
النوبة الثالثة
قوله تعالى : «
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً »
ابراهيم ( ع ) درين آيت از حق دو چيز خواست : يكى امن مكّه از استيلاء دشمن ، ديگر امن دل از غلبهء سلطان هوا ، گفت بار خدايا اين شهر مكه را حرمى گردان ايمن كه هيچ جبّارى را بر آن دست نبود و هيچ كس را درو ترس نبود ، رب العالمين دعاء وى اجابت كرد و آن را حرمى ساخت مبارك و جاى امن ، چنانك گفت :
« مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً »
هرگز هيچ جبّارى را در آن دست نه و هر كس كه شود در آن حرم از آدمى و غير آدمى ، از صيد وحشى و مرغ هوايى او را بيم نه . و امن دل كه خواست از روى اشارت آنست كه گفت : «
وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »
، هر چه ترا از حق باز دارد آن صنم تو است و هر چه دلت بدان گرايد و نگرد جز از حق آن هواء تو است ، و ربّ العزّه ميگويد :
« أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ »
.
يكى را مالى و تجارتى در پيش ، يكى را زن و فرزند در پيش ، يكى را جاه و حشمت در پيش ، يكى در بند حرمت پارسايى و خويشتن دارى بمانده و از آنجا قدم بر نگرفته ، يكى طاعت و عبادت قبلهء خود ساخته و نگرستن بدان و تكيه بر آن حجاب راه وى گشته ، و ربّ العالمين مىگويد :
« وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »
اى شما كه مؤمنانيد ، اگر مىخواهيد كه دلهاتان حرم نظر خود گردانم و از حجاب قطعيت ايمن دارم ، يكبارگى روى بما نهيد و از همه بر گرديد ، يك بار با راه خود مىخواند به زبان صنايع تحقيق آشنايى را ، يك بار