تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و گفت زمين را همچون ميان دريا مىبينم و كوه‌ها چون دخان ، درها فرو افكندند تا از آن برتر پريدند ، باز ديگر باره بفرمود تا در بگشاد بنگرست « 1 » ، آسمان هم چنان بهيئة خود ديد و در زير نگرست گفت از زمين سياهى مىبينم هيچ آثار و اطلال پيدا نه ، و آن گه از بالا ندا آمد : ايّها الطاغية انّى تريد - اى گمراه بى حاصل چه ميخواهى و كجا مىروى ؟ - عكرمه گويد آن غلام كه با وى بود تير و كمان داشت يك تير سوى هوا انداخت ماهيى از آن دريا كه بر هواست تن خويش فدا كرد ، درخواست تا آن تير به خون وى آلوده كنند « 2 » ، آن تير آلوده به خون آن ماهى بتابوت باز آمد ، نمرود گفت : كفيت شغل إله السّماء ، پس فرمود آن غلام خويش را تا آن عصا از سوى هوا با سوى « 3 » زيرين گردانيد تا آن مرغان بطمع گوشت قصد زير كردند و تابوت به زمين باز آوردند ، اين بود تدبير و مكر نمرود « 4 » و كوه‌هاى زمين از پريدن آن مرغان و بردن و آوردن آن تابوت پنداشتند كه فزع قيامت و رستاخيزست از جاى خود بجنبيدند ، اينست كه ربّ العالمين گفت : «
وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ »
. آن مكر و كيد و تدبير مشركان اگر چند بتدبير و مكر نمرود رسد كه از آن كوه‌ها بجنبد ، ايشان را سود ندارد و به كار نيايد . «
فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ »
يا محمّد ، «
مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ »
ما وعدهم من النّصر و الفتح لاوليائه و الهلاك لاعدائه ، «
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ »
منيع ، «
ذُو انتِقامٍ »
من الكفّار يجازيهم بما كان سيّآتهم . «
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ »
العامل فى يوم ، قوله : «
ذُو انتِقامٍ »
اى هو ذو انتقام فى ذلك اليوم ، «
تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ »
مفسران اينجا دو قول گفته‌اند : يكى آنست كه اين تبديل تغيير صورتست نه تبديل عين جوهر ، زمين و دأب زمين همان است ، امّا صورت و صفت وى بگردد كه اين نشيب و فراز و كوه و دريا و انهار و
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : بگشاى و بنگر . ( 2 ) - نسخهء الف : آلوده شود . ( 3 ) - نسخهء الف : از بالاى هوا بسوى . ( 4 ) - نسخهء الف : نمرود لعين .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 278 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )