وعد نبيّه عليه الصلاة و السّلام اظهار دينه على كلّ الاديان فقال جلّ ذكره :
« لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ »
- معنى آنست كه مكر ايشان اگر چند كوشند و سازند كوه را از جاى نبرد و نه جنباند ، يعنى كار دين اسلام و نبوّت مصطفى همچون كوهست راسخ و ثابت ، مكر ايشان و ساز و تدبير و حيل ايشان در آن اثر نكند كه ربّ العزّه وعده داد كه اين دين اسلام بر همهء دينها غالب بود و مصطفى را و مؤمنانرا بر دشمن ظفر و نصرت بود و دليل برين قول آنست كه بر عقب گفت : «
فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ »
.
قرأ الكسائى لتزول بفتح اللام الاولى و ضمّ الثانية و المعنى : و ان كان مكرهم يبلغ فى الكيد الى ازالة الجبال فانّ اللَّه عزّ و جلّ ينصر دينه و مكرهم عنده لا يخفى عليه - مىگويد اگر كيد و مكر ايشان از عظيمى كه بود بجايى رسد كه كوه از جاى ببرد ايشان در آن سود نكنند و به كار نيايد ايشان را ، قومى گفتند : اين مكر نمرود است كه كوه از آن مكر وى بجنبيد .
و بيان اين قصّه آنست كه على بن ابى طالب ( ع ) و جماعتى گفتند كه نمرود جبّار گفت اگر آنچ ابراهيم مىگويد حقست و راست پس من ننشينم تا آن گه كه بدانم كه در آسمان كيست و چيست ؟ ! بفرمود تا چهار بچهء كركس را به گوشت بپروردند تا بزرگ شدند ، آن گه تابوتى ساخت و خود با ديگرى در آن « 1 » نشست و تابوت در پايهاى نسور « 2 » بست و بالاى تابوت عصائى فرو زد بر سر آن پارهاى گوشت آويخته آن گه ايشان را فرا گذاشت تا بر پريدند بطمع آن گوشت ، و آن تابوت را دو در ساخته بود يكى سوى بالا و يكى سوى زير ، چون نيك بر هوا پرواز كرده بودند نمرود صاحب خويش را گفت : افتح الباب الاعلى و انظر الى السّماء هل قربنا منها - اين در كه سوى بالاست بگشاى تا خود كجا رسيديم ؟ در بگشاد آسمان را بهيئة خود ديد چنانك بود ، آن گه گفت : افتح الباب الاسفل فانظر الى الارض كيف تراها - آن در كه سوى زمين است « 3 » بگشاى تا خود چونست ؟ بگشاد
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : در آن تابوت .
( 2 ) - نسور جمع نسر : كركس .
( 3 ) - نسخهء الف : زمين دارد .