تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
پاك بيرون دهد ، درخت پاك بر تربت نيكو بر آب خوش جز ميوهء شيرين بيرون ندهد ، آنست كه گفت :
« وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ »
تربت پاك نفس بندهء مؤمنست ، درخت پاك درخت معرفتست ، آب خوش آب ندامتست ، ميوهء شيرين كلمهء توحيد است ، چنانك درخت بيخ به زمين فرو برد هم چنان معرفت و ايمان در دل مؤمن بيخ فرو برد ، چنانك شاخ بر هوا ميوه آرد اين درخت معرفت توحيد بر زبان و عمل در اركان آرد ، هر دو بالا گيرد ، اينست كه ربّ العزّه گفت :
« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ »
، قوام درخت بسه چيز است : بيخى بر زمين فرو برده ، اصلى بر جاى ايستاده ، شاخى به هوا بر شده . و درخت معرفت را اين سه چيز بر كمالست : تصديق بالجنان و عمل بالاركان و قول باللّسان . قال النبى ( ص ) : « الايمان معرفة بالقلب و اقرار باللّسان و عمل بالابدان » . پير طريقت گفت : الهى آب عنايت تو به سنگ رسيد ، سنگ بار گرفت ، سنگ درخت رويانيد ، درخت ميوه و بار گرفت ، درختى كه بارش همه شادى طعمش همه انس « 1 » ، بويش همه آزادى ، درختى كه بيخ آن در زمين وفا ، شاخ آن بر هواء رضا ، ميوهء آن معرفت و صفا ، حاصل آن ديدار و لقا «
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها »
بقول ابن عباس آن درخت كه ربّ العزّه ايمان مؤمنان مثل بدان زد ، درختيست در بهشت كه ميوهء آن هرگز بريده نگردد و بسر نيايد :
« لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ »
، كذلك لطائف قلوب العارفين من ثمرات شجرة الايمان لا مقطوعة و لا ممنوعة ، و قلوب اهل الحقايق عنها لا مصروفة و لا محجوبة و هى لها فى كلّ وقت و نفس مبذولة غير محجوبة . آن گه كفر كافر را نيز مثل زد گفت : «
وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ »
. كلمهء خبيثه همچون شجرهء خبيثه است ، اين شجره خبيثه ميگويند شجرهء شهواتست ، زمين آن نفس امّاره ، آب آن امل ، اوراق آن كسل ، ميوهء آن معصيت ، غايت آن دوزخ . نهاد كافر شوره زمينست ، از شوره زمين هرگز درخت خوش نرويد
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : انس بود .