إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
فالانسان غير المؤمن ظلوم كفّار .
النوبة الثالثة
قوله تعالى : «
وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا »
معنى آنست كه مؤمنان و دوستان را فردا به بهشت فرود آرند در آن سراى پيروزى و نعيم باقى و ملك جاودانى ، امّا ظاهر لفظ - ادخل - آنست كه اين حكم راندند روز اوّل در عهد ازل و مؤمنان را آن روز ببهشت فرو آوردند « 1 » كه اين حكم راندند ، نه خواستى تو است كه مىدروا « 2 » كند ، كردهء ازليست كه مى آشكار كند « 3 » ، نه امروزشان مىنوازد كه در ازلشان نواخته است و اين كار پرداخته ، عابد همه نظارهء ابد كند ، بيم وى از آن بود كه تا فردا با من چه كنند ، عارف همه نظارهء ازل كند ، سوزش همه آن بود كه در ازل با من چه كردهاند ، او كه در ابد نگرد همه ركوع و سجود بيند ، او كه در ازل نگرد همه وجد و وجود بيند ، از ديدار خود غايب بود ، نه خود را بيند نه از خود ، بلكه « 4 » همه حق را بيند و حق را داند « 5 » ، او كه به ابد نگرد هر چه به دو دهند قبول كند و به آن قانع شود ، و او كه بازل نگرد نه هيچيز قبول كند نه به هيچ خلعت قانع شود ، اگر هر چه در كونين خلعتست او را به آن بيارايند هر لحظتى « 6 » كه بر آيد برهنهتر بود ، و اگر كلّ كون « 7 » مائدهاى سازند و پيش دل وى نهند وى را از آن نزل چاشنى نيايد . هر دو كون لقمهاى ساختند و در حوصلهء پر درد بو يزيد نهادند هنوز روى سيرى نمىديد ، فرياد همىداشت كه من گرفتار عيانم بخبر قناعت چون كنم من كه نقد را جويانم باميد كفايت چون كنم ! !
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : در آرند .
( 2 ) - دروا : بازگونه ( برهان قاطع )
( 3 ) - نسخهء ج : آشكارا مىكند .
( 4 ) - نسخهء الف : بل كه .
( 5 ) - نسخهء الف : و حق راند .
( 6 ) - نسخهء الف : هر خلعتى .
( 7 ) - نسخهء الف : كونين .