تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
بى تو اى آرام جانم زندگانى چون كنم * چون نباشى در كنارم شادمانى چون كنم
«
وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ »
ايشان را فرو آرند فردا در آن بهشتها ، نه يك بهشت است كه هشت بهشتست ، نه هشت درجه است كه صد درجه است . مصطفى ( ص ) گفت : « انّ فى الجنّة مائة درجة اعدّها اللَّه للمجاهدين فى سبيله » . مردمى بايد كه در راه خداى جهاد كند ، هم با نفس خويش بقهر ، هم با ديو بصبر ، هم با دشمن بتيغ ، تا اين درجه‌ها را گذاره كند و بفردوس رسد : فانّه وسط الجنّة و اعلا الجنة و فوقه عرش الرّحمن ، و آن گه بدان خرسند نشود تا در كرامت تحيّت بيفزايند كه : «
تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ »
فقوم يحييهم الملك و قوم يحييهم الملك - قومى را تحيّت و سلام ملك ، قومى را تحيّت و سلام ملك ، سلام ملك اهل طاعت و خدمت را ، مىگويد جلّ جلاله :
« وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَيْكُمْ »
سلام ملك اصل صفوت و قربت را ، يقول تعالى :
« سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ »
معنى سلام آزاديست و رستگارى ، مىگويد آزاد گشتيد از احتراق ، رستيد از فراق ، اينجا نه عتابست نه حجاب ، هان كه وقت سماعست و ديدار و شراب . پير طريقت گفت : اى جوانمرد ، بس منال كه بس نماند تا آنچ خبرست عيان شود ، خورشيد وصال از مشرق يافت تابان شود ، همه آرزوها نقد شود و زيادت بى كران شود ، قصهء آب و گل نهان شود و دوست ازلى عيان شود ، ديده و دل و جان هر سه به او نگران شود :
چه باشد گر خورى يك سال « 1 » تيمار * چو بينى دوست را يك روز ديدار
«
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ »
سخن پاك و گفت راست كه از دهن مؤمن بيرون آيد همچون آن درخت پاك است كه ميوهء
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : صد سال .