به ، و له فى القرآن نظاير و من ابينها قول قوم صالح فى سورة الاعراف ، «
وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا »
انتم ، «
إِلَيْهِ مُرِيبٍ »
موقع في الرّيبة ، اراب اتى بالرّيبة ، اتى بالتّهمة .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
سماع بسم اللَّه يوجب الهيبة و الهيبة تتضمّن الفناء و الغيبة ، سماع الرّحمن الرّحيم يوجب الحضور و الاوبة و الحضور يتضمن البقاء و القربة ، من اسمعه بسم اللَّه ادهشه فى كشف جلاله و من اسمعه الرّحمن الرّحيم عيشه بلطف جماله و كرم افضاله ، اللَّه است قادر و قديم مستوجب قدم ، رحمن است قاهر و عظيم مستحق عظم ، رحيم است غافر و حليم سزاء فضل و كرم ، اى مهيمن اكرم و اى مفضل ارحم ، اى محتجب بجلال متجلّى بكرم ، به باقرب تو اندوه است نه با ياد تو غم .
چشمى كه ترا ديد شد از درد معافا * جانى كه ترا يافت شد از مرگ مسلم
كار آنست كه تو در گرفتى ، راه آنست كه تو نمودى ، قسمت آنست كه تو كردى پيش از لوح و پيش از قلم ، قضا قضاء تو و خواست خواست تو و حكم حكم تو ، حكم ديگران همه ميل است و ستم :
قضى اللَّه امرا و جف القلم * و فيما قضى ربنا ما ظلم
اللَّه است آفريدگار جهانيان ، رحمن است روزى گمار همگان ، رحيم است آمرزگار مؤمنان ، اللَّه است آفرينندهء بى نظير ، رحمن است پروراننده و دست گير ، رحيم است آمرزنده و عذر پذير ، هر چند كه خردبين است « 1 » عظيم و بزرگوار است ، هر چند كه سخت گير است فرا گذار و آسان گذارست ، در صفت عزّت وى هم نور و هم نار است ، بنار عزّت قومى را مىگدازد ، بنور عزّت قومى را مى
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : خود بين است .