نماننده ، «
الْحَكِيمُ ( 4 ) »
دانا ، راست دانش ، راست كار .
«
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا »
و فرستاديم موسى را بسخنان خويش ، «
أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ »
كه بيرون آر قوم خويش را ، «
مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ »
از تاريكيها بروشنايى ، «
وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ »
و ياد كن بر ايشان گذشتهاى روزگار خدا [ با دشمنان او ] ، «
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ »
درين پيغام و در ياد كرد گذشتهاى روزگار پندهاست و نشانها ، «
لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ( 5 ) »
هر شكيبايى را سپاس دار .
«
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ »
موسى گفت قوم خويش را ، «
اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ »
ياد كنيد نيكى اللَّه بر خويشتن ، «
إِذْ أَنْجاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ »
كه باز رهاند شما را از كسان فرعون ، «
يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ »
مىچشانيدند و مىرسانيدند بشما بد عذاب « 1 » ، «
وَ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ »
و گلو مىبريدند پسران شما را ، «
وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ »
و زنده مىگذاشتند دختران شما را ، «
وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ »
و در آن شما را آزمايشى بود از خداوند شما ، «
عَظِيمٌ ( 6 ) »
[ بلائى و آزمايشى ] بزرگ .
«
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ »
آگاهى داد خداوند شما و آگاه كرد ، «
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
كه اگر شاكر باشيد ناچار شما را بيفزايم ، «
وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ »
و اگر ناسپاس بيد « 2 » ، «
إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ ( 7 ) »
عذاب من سخت است .
«
وَ قالَ مُوسى »
و گفت موسى [ قوم خويش را ] ، «
إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »
اگر كافر شويد شما و هر كه در زميناند « 3 » همه ، «
فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ ( 8 ) »
اللَّه بى نياز است ، سزاى ستايش .
«
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ »
نيامد بشما ، «
نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ »
خبر ايشان كه پيش از شما بودند «
قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ »
و ايشان كه
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : بشما عذاب
( 2 ) - نسخهء ج : باشيد .
( 3 ) - نسخهء ج : در زمين كس .