تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
كرامت و نواخت بر وى نهاده ، امام اهل تورات بود در شام چون خبر بعثت مصطفى ( ص ) شنيد برخاست و قصد مدينه كرد ، و در تورات نعت و صفت مصطفى ( ص ) نيك شناخته بود و دانسته ، بيامد تا از وى مسائل پرسد و خبر عيان گردد و علم اليقين بنبوّت و رسالت وى حاصل شود ، و در راه كه مىآمد كاروانى ديد از مسلمانان كه سوى شام مىشدند ، يكى از ياران رسول اين آيت مىخواند « 1 » :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً »
آن خواندن در وى اثر كرد و او را در صحّت نبوّت مصطفى ( ص ) يقين افزود و دست به روى خود مىبرد كه مبادا كه روى من مسخ كنند ايمان بوى نياورده ، چون بمدينه آمد نزديك رسول خدا ، از وى مسئله ها پرسيد ، چنانك در اخبار بيارند گويند چهل مسئله پرسيد و گويند كه هزار مسئله پرسيد و رسول خدا ( ص ) همه از وحى جواب ميداد . آن گه مسلمان شد و گفت يا رسول اللَّه قومى از پى من مىآيند چون در رسند ايشان را باسلام دعوت كن تا مگر ايشان نيز مسلمان شوند ، چون آن قوم بيامدند رسول خدا عبد اللَّه سلام را در خانه‌اى بنشاند و ايشان را پرسيد كه در عبد اللَّه چه گوئيد ؟ - ايشان بر وى ثناها كردند و نيكوئيها گفتند كه : امامنا و سيدنا و اعلم من بقى على وجه الارض بالتّورية ، عبد اللَّه از خانه بيرون آمد و گفت اى قوم بدانيد كه آنچ در تورات خوانده‌ايم و دانسته از نعت و صفت پيغامبر آخر - الزّمان ، همه صفت و نعت محمّدست و بدرستى و راستى كه پيغامبر است و من كه عبد اللَّه ام بنبوّت و رسالت وى گواهى مىدهم : اشهد انّ لا إله الّا اللَّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه ، ايشان همه برميدند و سخن در حق وى باز گردانيدند و ناسزا گفتند كه : هو سفيهنا و شرّنا « 2 » ، پس ربّ العالمين در مقابل آن جفاهاى ايشان بر وى ثنا گفت و او را بستود و آيتها در قرآن بشأن وى فرو فرستاد يكى اينست كه : «
وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
يعنى عبد اللَّه بن سلام . و قيل هو على بن ابى طالب ( ع ) . و قيل هو اللَّه عزّ و جلّ و تقديره كفى باللّه الّذى عنده علم الكتاب ، شهيدا بينى و بينكم ، و دليله
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : همىخواند در ميانهء شب ( 2 ) - نسخهء ج : و جفاها و ناسزا گفتند كه هو سفيهنا و ابن سفيهنا و شرنا و اخزانا .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 217 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )