تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
جئتمانى لتعلما سرّ سعدى * تجدانى بسرّ سعدى شحيحا
آورده‌اند كه عيسى بن مريم ( ع ) شصت روز در مناجات حق بود كه طعام و شراب بخاطر وى نگذشت ، بعد از شصت روز در دلش آمد كه اگر رغيفى بودى ما به كار برديمى ، آن ساعت مناجات منقطع گشت و آن رغيف ديد پيش وى نهاده ، عيسى بآنك از مناجات باز ماند همىگريست ، پيرى بر وى بگذشت كه بر وى سيماى نيكان بود ، گفت اى شيخ مرا چنين حالى افتاد : در مناجات حق بودم بخاطر من طعام بگذشت آرزوى رغيفى در سينهء من حركت كرد آن مناجات منقطع گشت دعائى كن در كار من ، آن پير گفت : الهى ان كان الخبز خطر ببالى فى وقت من الاوقات فلا تغفر لي ، به اين حكايت نگر ، اعتقاد نكنى كه آن ولى را بر عيسى فضل بود كه عيسى نبى بود و هيچ رتبت بالاى نبوّت نيست ، نهايت كار اولياء بدايت كار انبياء است و در تحت اين سرّى است كه بيان آن ناچارست و دانستن آن مهم : بدانك پيغامبران را قوّتى باشد از تأييد الهيّت و تأثير نبوّت كه اوليا را آن قوّت نبود و به آن قوّت حظّ نفس ايشان را از تعظيم در گاه الهيّت و پرورش دين و ديانت و موجبات نبوّت باز ندارد ، ازين جهت طلب حظّ نفس كنند و ايشان را هيچ زيان ندارد ، به آن قوت و تأييد الهيّت كه يافته‌اند ، و اوليا را آن قوّت نيست ، اگر در حظوظ نفس شوند ، در تراجع افتند ، ازينجا بود كه موسى ( ع ) با آن همه كرامات و آيات كه از حق تعالى ديده بود و يافته از وى طعام خواست گفت : ربّ انّى لما انزلت اليه من خير فقير ، و همچنين پيغامبران حظّ نفس طلب كرده‌اند از طعام و شراب و نكاح زنان و مخالطت ايشان ، فهذا نبينا ( ص ) ربّما يكون مع عائشة فى الفراش و الوحى ينزل عليه و ما كان يشغله هيبة الوحى عن حظوظ نفسه . و هم ازين باب است آنچ ربّ العزّه گفت : «
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً »
كافران بعيب باز گفتند كه اگر محمّد پيغامبر بودى از شغل نبوّت با شغل زن و فرزند نپرداختى ، ربّ العزّه ايشان را جواب داد كه همهء پيغامبران چنين بوده‌اند ، زن و فرزند داشته‌اند ، و ايشان را زن و فرزند از شغل نبوّت و اداء رسالت باز نداشت و امير المؤمنين على ( ع ) ازينجا گفت : خيار هذه