تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
طوبى و زلفى در دل ايشان است و فردا طوبى و حسنى نزل ايشانست ، امروز ذوق معرفت و انس محبّت بهرهء ايشانست و فردا سماع و شراب و ديدار حاصل ايشانست ، طوبى ايشان وقتست و بهشت ايشان نقد است و راحت ايشان در درد است . اى جوانمرد هفت كشور آراسته بطلعت خداوندان درد است ، ملك هشت بهشت يك شاخ از درخت در دست ، اگر يك ذره از آن درد و اندوه كه در دلهاى صديقان و عارفانست ، بر كلّ كائنات آشكارا گردد ، اهل آفرينش از نشاط آن ذره عين طرب شوند ، خارستان همه بوستان گردد ، زنّارها كمر عشق دين شود ، اگر هرگز طلعت خويش نمايد ، آن ساعت نمايد كه واجدان در وجد باشند . جعفر خلدى گويد كه شاه طريقت جنيد بغدادى با جماعتى مشايخ قصد زيارت طور كردند ، چون بمناجات گاه موسى رسيدند ، جنيد را وقت خوش گشت و در وجد آمد ، درويشى دست بهم وازد ، اين بيت بر گفت :
انّ آثارنا تدلّ علينا * فانظروا بعدنا الى الآثار
جماعت از روى موافقت بتواجد در آمدند ، هر كسى در شورى افتاده ، و از هر گوشه‌اى نعره‌اى همىآمد ، راهبى آنجا در غارى نشسته ، چون ايشان را بر آن صفت ديد ، زار بگريست و از درد دل و سوز جگر بناليد ، آواز بر آورد كه يا امّة محمد اجيبونى ، جنيد پيش آن راهب رفت ، راهب گفت اى شيخ اين تواجد شما بر عموم باشد يا بر خصوص ؟ گفت بر خصوص ، گفت چون مرد مقهور گشت بچه نيّت بر پاى خيزد ، گفت نشانى از حق بدلهاى ايشان رسد بر پاى خيزند ، نبينى كه جمعى نشسته باشند مهترى در آيد همه بر پاى خيزند و بتواضع درآيند ، ما را از حق نشانى آيد و در آن نشان پيمانى بود ، وجد ما از آنست ، گفتا چه باشد كه ايشان را از آن وا ستاند ، گفتا خوف خطر و بيم فراق ، راهب گفت صدقت يا جنيد ، در انجيل صورت اين سعادت ديده‌ايم و خوانده‌ايم ، راستست و درست ، راهب آن ساعت زنّار بگشاد و ايمان قبول كرد ، پس درخواست تا همان بيت باز گفتند ، بر پاى خاست و همچون چرخى همىگشت ، آخر بانگى بكرد و جان به حضرت