پيغامبر را قدرت آن ندادند كه از بر خويش و از نزديك خويش آيتى آرد بقوم خويش چنانك ايشان خواهند مگر كه اللَّه تعالى فرستد كه قادر بر انزال آيات جز اللَّه تعالى نيست و اللَّه تعالى آن گه فرستد كه خود خواهد و خود داند كه هر وقتى را حكمى بود ، «
لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ »
اى لكلّ ما اقترحوا اجل يقع فيه - مىگويد هر هنگامى را كه اللَّه تعالى تقدير كرده و هر كارى را كه رانده كتابى است كه در آن اثبات كرده و نوشته ، پس هيچ آيت نيايد مگر به آن هنگام كه حكم كرده در آن كتاب و روا باشد كه «
إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ »
اينجا سخن قطع كنى ، آن گه «
لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ »
جواب مؤمنانست و رسول خدا كه بتعجيل نصرت ميخواستند و استفتاح دشمن ، ربّ العزّه گفت هر هنگامى را نوشته ايست و هر كارى را حكمى كه آن كى خواهد بود ، اى لكلّ امر قضاء اللَّه كتاب كتبه فهو عنده . و قيل هذا من المقلوب اى لكل كتاب ينزل من السماء اجل و وقت معلوم ينزل فيه .
النوبة الثالثة
قوله تعالى : «
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ »
قوم اطمأنّت قلوبهم بذكرهم للَّه و قوم اطمأنّت قلوبهم بذكر اللَّه لهم و لذكر اللَّه اكبر ، بر لسان اهل اشارت اين آيت از دو كس خبر مىدهد : يكى مريد و ديگر مراد . يكى اوقات خويش مستغرق دارد بذكر زبان ، گهى نماز و گه تسبيح و گه خواندن قرآن .
يكى مىنازد بذكر حق در ميان جان ، از غرقى كه هست در بحر عيان ، او را پرداخت نيست با ذكر زبان ، همى گويد الهى تا ياد تو رهى را يادست ، جان « 1 » وى از همه يادها بفريادست ، و تا دل رهى بپيدايى تو شادست ، شادى دو جهان نزديك وى باد است ، آن يكى در راه دين رونده ، در بند ذكر خويش بمانده ، با وى همى گويند ذكر نگه دار و امر و نهى گوش دار . و اين يكى بر بساط قربت از اسباب و خلق
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : حال